تحقیق میدانی مکمل تحقیق کتابخانهای است
ساخت مستند بدون تحقیق و پژوهش، امری محال است. پژوهش میدانی و تحقیق کتابخانهای دو بال پرواز فیلمساز هستند تا با شناخت درست موضوع و روند تولید فیلم، ساختاری منسجم و قابل استناد در فیلمش به وجود بیاورد.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، امیرهادی ملک اسماعیلی: تحقیق باید جامع و منطقی باشد تا درساخت درست فیلم مستند گزیده آن را تصویر کرد و شنید. توجه من بیشتر روی موضوع تحقیق کتابخانهای و منابع مکتوب است. در تکمیل این صحبت بر لزوم تحقیق میدانی قبل از شروع کار تولید، تاکید میشود. همانگونه که تحقیق کتابخانه جواب سوال اصلی فیلمساز از ماجرا، حادثه یا روایت تاریخی را جواب می دهد در تحقیق میدانی که می تواند سفر یا حضور در بستر روایت مستند، مصاحبه، عکس، حتی فیلمبرداری ( با دوربین ساده مثل تلفن همراه ) باشد.
واقعیت ماجرا . اشخاص درگیر ( مصاحبه شونده برای فیلم تولید شده اصلی )، لوکیشن فیلم برداری و ریزه کاری های فنی را برای فیلم ساز مشخص و ملموس تر، میکند. معمولا ماجرا و رویداد خاصی که ذهن مستندساز را درگیر میکند، بیشتر اوقات فقط یک بار در زمان و مکان مشخص اتفاق میافتد. زمان تولید به علت های گوناگون فشرده است، تحقیق میدانی بیشتر و بیشتر می تواند فیلم بردار و صدا بردار را با مسایل فنی مورد نظر فیلمساز آشنا کند.
مستندساز در تحقیق میدانی دکوپاژ را تکمیل میکند، همانگونه که در تحقیق کتابخانهای شما فیلم نامه را می نویسید، فیلم مستند، اشراف بیشتر ، برای زمان تولید می خواهد، برای شروع پروژه نیازمند بررسی همه جوانب، زوایا و محدودیتها در کار هستیم. فیلمبردار و صدا بردار باید بدانند فیلمساز چه میخواهد تصویر کند یا چه صدایی برای فیلم حفظ و ثبت شود. در سینمای داستانی با چینش لحظات، معناها شکل میگیرند اما در سینمای مستند توجه به جزئیات، کلیات را می سازند و نباید لحظه را از دست داد.
تحقیق میدانی شرط کافی برای ساخت فیلم مستند است، در خبر و گزارش این گونه نیست. شما در لحظه باید حاضر باشید، خبر و گزارش را بگیرید
اما در تحقیق میدانی وقتی رابطه ملموس و صادقانه با افراد (سوژههای مصاحبه) داشته باشید، در همان مرحله تحقیق میدانی آن طرف دقیق تر بداند . که می خواهی و که باید بگوید
فیلمساز دقیق در تحقیق میدانی کامل به بررسی از فضای موجود، متوجه این نکته میشود که کدام برای تولید مناسبتر است، فیلمساز کدام لنز را در کدام صحنه به کار ببرد، محل استقرار دوربین باید کجاها باشد و... حتی صدایی که صدابردار می گیرد چگونه استفاده کند، کدام را در مرحله صدا گذاری استفاده کند.
فیلمبردار مستند معمولا هنرمند خلاقی است، ولی اگر قبل از کارگردان تحقیق کتابخانهای و گزیده آن تا تحقیق میدانی کامل داشته باشد و آن را مطالعه کند، خلاقیت فیلمبردار در خدمت روایت کارگردان قرار می گیرد، در مرحله پیش تولید تهیه کننده یا سرمایه گذار باید وقت مناسب برای دو بخش پژوهش (کتابخانه و میدانی) در اختیار فیلمساز قرار دهد. غیر از وقت و زمان که گرانبهاست، تحقیق، عامل صرفه جویی در هزینه است، فیلمسازی که به این دو بخش تولید توجه کند، در فیلمبرداری سریعتر و موفقتر است.
در خاتمه و بر اساس تجربه شخصی در فیلمسازی تاکید می کنم تحقیق کتابخانهای باید مفید، جامع و گزیده باشد و تحقیق میدانی با آنکه زحمت دارد باید جدی گرفته شود.