1395-09-15

ام.اس، کمال‎گرایی و امیدواری در مستند آهستگی

روایت یاسر خیر از مستند «آهستگی»؛ این مستند نگاهی متفاوت به بیماری ام.اس دارد و در بعدی وسیع‌تر روابط و مناسبات انسانی را مدنظر قرار می‌دهد.
یاسر خیر امسال با «آهستگی» در جشنواره سینماحقیقت شرکت دارد. مستندی که در بستری خانوادگی روایتی متفاوت از مبتلایان به بیماری ام.اس را به تصویر می‌کشد. فیلمی که به‌دلیل شیوه پرداخت و سوژه جالب توجهش می‌تواند برای مخاطب خاص و عام جذاب و دیدنی باشد. این کارگردان پیش از این نیز آثاری چون «زمستان، عشق و سایر قوانین»، «هامون عشق»، «مزرعه‌ای که رویید و شهر شد» را ساخته است. گفت‌وگو با «یاسر خیر» به بهانه حضور «آهستگی» در جشنواره سینماحقیقت را در ادامه می‌خوانید.

*چطور شد که به فکر ساخت مستندی با محوریت بیماران ام.اس افتادید؟ ایده اصلی این مستند از چه زمان و چگونه شکل گرفت؟

من از سال ۹۱ و به‌دنبال آشنایی با تعدادی از افرادی که به بیماری ام.اس مبتلا بودند، درگیر این موضوع شدم و تصمیم به ساخت مستندی در این‌باره گرفتم. درواقع نکته جالب این بود که ‌آن‌ها با وجود ابتلا به این بیماری سخت، نه‌تنها ناامید، مأیوس و منفعل نشده بودند، بلکه مصمم به شکست بیماری بودند. ‌آن‌ها بدون آن‌که از جانب فرد یا سازمانی تحت حمایت خاصی قرار گرفته باشند، در حرکتی خودجوش و به‌شکلی کاملا صمیمانه و دوستانه دور هم جمع شده بودند، به‌صورت منظم جلساتی را برگزار می‌کردند و از این طریق تجربیات و نظرات خود را با یکدیگر مطرح می‌کردند، حتی مکان یا فضایی را هم برای این کار نداشتند و با وجود همه مشکلات و سختی‌ها می‌خواستند با مشورت و کمک هم بر این بیماری غلبه کنند. این افراد آن‏قدر پرتلاش و مصمم بودند که سرانجام گروه خود را گسترش دادند و حتی انجمن ام.اس را در زاهدان ثبت و تشکیلات منظم و جالب توجهی را برای جلسات خود ایجاد کردند.

*چطور با اين گروه آشنا شديد؟
من ابتدا به‌عنوان یک فیلمساز به جلسات ‌آن‌ها دعوت شدم و پس از شرکت در این جلسات تحت‌تاثیر شخصیت‌ها قرار گرفتم، به‌ویژه شخصیت مدیر این انجمن برایم خیلی جالب بود. مدیر انجمن با وجود مشکلاتی که در زندگی خانوادگی خود داشت، اما هنگام کار شخصیتی بسیار مقتدر و به معنای واقعی مدیر و رییس بود. واقعا از این حرکت جالب و انرژی زیاد ‌آن‌ها خوشم آمد، همان زمان بود که تصمیم به ساخت مستندی در این خصوص گرفتیم و تولید آن را آغاز کردیم.

*چقدر زمان صرف تحقیق و پژوهش پیرامون این موضوع کردید؟
حدود یک‌سال را صرف تحقیق و پژوهش درمورد این موضوع کردم و طی یک‌سالی که با اعضای این گروه همراه بودم، کاملا با ‌آن‌ها آشنا و صمیمی شدم که این موضوع هم کمک زیادی به ساخت این مستند کرد. کار فیلمبرداری و مسایل فنی فیلم هم حدود سه سال توسط یک گروه کاملا حرفه‌ای انجام شد و هریک از اعضای گروه نکته‌ها و دیدگاههایی را به فیلم اضافه کردند تا درنهایت به شکل کنونی درآمد. سه برابر یک فیلم سینمایی برای ساخت این مستند انرژی و زمان گذاشتم. البته قطعا بدون تلاش و حمایت تمامی عوامل فیلم، این اثر هیچ‌گاه ساخته نمی‌شد، درواقع این مستند حاصل تلاش جمعی یک گروه خوب و حرفه‌ای است که سه سال از زندگی خود را پای آن گذاشتند و از هیچ تلاشی برای پیشبرد این پروژه کوتاهی نکردند.
*معمولا آثار سینمایی که با موضوع و محوریت یک بیماری ساخته می‌شود، تم و فضایی غمگین و تلخ دارد و در برخی موارد مخاطب را پس می‎زند، آیا مستند شما هم این‎گونه است؟

من همیشه فیلم‎هایم را با اعتقاد و نگاه شخصی خودم می‎سازم. به نظرم حقیقت انسان غم و ناامیدی نیست، حقیقت انسان تلاش، کوشش و امیدواری است، تلاش برای ساختن آینده و زندگی بهتر. این نگاه امیدوارانه و کمال‌گرایی به همان نسبت که در زندگی شخصی‌ام وجود دارد، در طول فضای این فیلم هم جاری است، به همین دلیل فیلم به هیچ عنوان فضای غمگین یا سیاهی نداشته و اصلا دم از یأس و ناامیدی نمی‌زند.

*برای ایجاد چنین فضایی چه نوع روایتی را برگزیده‌اید؟

فیلم روایت داستانی ندارد و به شکلی مستندگونه پیش می‌رود. حوادث و اتفاقات دنیای واقعی؛ مصالح و مواد اولیه‌ای است که به ساخت این اثر کمک کرده است. من سعی کرده‌ام از اتفاقات واقعی استفاده کنم و آن را از فیلتر احساس و منطق خود عبور دهم تا به ساختاری که مدنظرم بود، برسم. بنابراین این مستند عناصر آثار داستانی سینما همچون شروع، اوج، تعلیق، پایان‌بندی و غافلگیری را در بطن خود دارد. از سوی دیگر به‌عنوان یک اصل، در این مستند سعی کردم از پرداختن بی‌مورد به حواشی پرهیز و کاملا بر اصل موضوع تمرکز کنم. خوشبختانه شخصیت‌‏های فیلم هم جلوی دوربین کاملا راحت بودند، درواقع می‌توان گفت خودشان بودند و این کمک زیادی به ایجاد تصویری واقعی از ‌آن‌ها کرد.

*البته بازتاب این موضوع در حوزه خانواده و پرداخت آن در قالب روابط زوج‌ها نیز می‌تواند به‌خودی‌خود برای مخاطب جذاب باشد.

به‌طورکلی بیماری و به‌خصوص بیماری‌های سخت و لاعلاج، انسان‌ها را رادیکال‌تر می‌کند، چراکه دیگر از هیچ چیزی ترس ندارند و این مساله موجب تغییر دیدگاه و سبک زندگی ‌آن‌ها می‌شود. این موضوع در زندگی‌های مشترک هم زیاد اتفاق می‌افتد، وقتی یکی از طرفین یا هر دو زوج درگیر بیماری خاصی می‌شوند، دیگر تعارفات مرسوم را کنار گذاشته، هرکدام می‌خواهند آن‌طور که دوست دارند، زندگی کنند و این مساله مشکلات و تنش‌هایی را در زندگی زناشویی ‌آن‌ها به‌وجود می‌آورد. این‌ها اتفاقاتی است که سعی کردم در طول فیلم به ‌آن‌ها بپردازم. در آهستگی هم زوج اصلی و محوری فیلم با چالش بزرگی در زندگی مشترک خود روبه‌رو می‌شوند؛ از طرفی با ابتلای مرد خانواده به ام.اس دیدگاه‌ها و خواسته‌های این زوج دستخوش تغییر شده و اختلافاتی میان‌شان به‌وجود می‌آید و از سوی دیگر ‌به‌دنبال حفظ زندگی مشترک ۲۶ساله‌‌شان نیز هستند؛ در این میان طلاق هم یک تابو محسوب می‌شود و همه این مسایل موجب پیچیده‌شدن شرایط و زندگی ‌آن‌ها می‌شود. از این منظر فیلم سعی دارد همه جوانب را در این خصوص بررسی کرده و از ابعاد گوناگون این چالش را به تصویر بکشد.

*با توجه به محوریت بیماری ام.اس در این فیلم، فکر می‌کنید «آهستگی» تا چه اندازه بتواند با مخاطب عام ارتباط برقرار کند؟
البته این مستند فقط درباره بیماری ام.اس و مبتلایان به آن نیست، بلکه روایتی از جریان زندگی و به‌طورکلی جامعه است، روایتی از آدم‌هایی که با وجود دست‌وپنجه نرم‌کردن با مشکلات و سختی‌های مختلف ‌‌هیچ‌گاه ناامید نشده، دست از تلاش برنمی‌دارند. از این منظر می‌توان گفت فیلم فراتر از یک بیماری است و به‌نوعی می‌توان موضوع آن را روابط و مناسبات انسانی دانست. بدون‌شک وقتی موضوع یک فیلم انسان و مسایل مربوط به آن باشد، از مرزهای یک جامعه یا کشور فراتر رفته و می‌تواند با هر قشر یا مردمی در هر نقطه از جهان سخن بگوید. فیلم‌های که انسان محور آن است می‌تواند با هر نوع مخاطبی فارغ از جنسیت، نژاد، طبقه یا ملیت ارتباط برقرار کند و نمی‌توان آن را منحصر به یک مکان یا فضا تصور کرد.

*و حتما جشنواره سینماحقیقت هم فرصت بسیار خوبی برای دیده‌شدن این فیلم فراهم می‌کند.

بدون‌شک اکران یک فیلم در جشنواره‌های داخلی و خارجی اتفاق مثبتی است و موجب دیده‌شدن آن می‌شود، اما شخصا این فیلم را فقط با هدف حضور در جشنواره‌ها نساخته‌ام، موضوع این فیلم درواقع دغدغه شخصی‌ام بود، دغدغه‌ای که مدت‌هاست ذهنم را درگیر کرده و همراهم بوده است. به هرحال امیدوارم اکران این مستند در جشنواره با استقبال خوبی از سوی مردم همراه شود و مخاطبان زیادی آن را تماشا کنند، فیلم بسیار پرچالش است و قابلیت آن را دارد که با مخاطب عام ارتباط برقرار کند و بی‌شک مردم با تماشای آن از سالن‌های سینما دست خالی بر نمی‌گردند. به هرحال شخصا به‌عنوان کارگردان و به‌همراه همکاران و عوامل این فیلم تمام تلاش‌مان را کرده‌ایم تا یک مستند خوب و تاثیرگذار بسازیم و امیدوارم مخاطبان هم از تماشای آن لذت ببرند.

* عرفان جلالي

بازگشت