1395-09-16

در کارگاه پژوهشی جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت؛ عوامل مجموعه مستند «کارستان» از چگونگی ساخت این پروژه گفتند

پروژه «کارستان» که با طرح و ایده رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرتهماسب تولیدشده، مستندهایی با موضوع کسب‌وکار و سوژه‌هایی است که موسسه «توسعه کارآفرینان زنان و جوانان» انتخاب کرده‌ است. گزارش دو کارگاه تخصصی با موضوع مجموعه کارستان را بخوانید:
«رخشان بنی‌اعتماد»
زمانی که قرار بود این پروژه را شروع کنیم، هنوز اسمی برای آن انتخاب نکرده بودیم. من ابعاد کار را نمی‌شناختم و واقعیت هم این بود که علاقه‌ای برای شناخت کار تولید نداشتم، چون اصولا تهیه‌کنندگی جزو علایق من نیست؛ اما وقتی بیشتر روی این مساله تمرکز کردم، جذابیت کار برایم دوچندان شد. من فیروزه صابر را 30 سال است که می‌شناسم و از طریق او بود که با موسسه کارآفرینان زنان و جوانان آشنا شدم. در جامعه، دغدغه جوانان درخصوص مساله موفقیت، واقعیتی بود که توجه مرا به خودش جلب می‌کرد. آدم‌هایی که صرفا به پولدارشدن فکر نمی‌کردند و موفقیت برای‌شان اهمیت بیشتری داشت. وقتی کار تحقیقاتی شروع شد، برای ما مهم بود که در کنار کارگردان‌هایی فیلم را بسازیم که نگاه مشترکی نسبت به موضوع دارند. البته از اول قرارمان انبوه‌سازی نبود،  اما تمام سوژه‌ها آنقدر ویژه و مهم بودند که در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. از طرف دیگر همکاری ما با موسسه توسعه کارآفرینان جوانان و زنان تنها تبادل سوژه نبود، بلکه برای به اشتراک گذاشتن تجربیات‌مان کار را با آن‌ها آغاز کردیم. این نکته را هم باید بگویم که مجموعه مستند کارستان می‌توانست در رده کارهای مسئولان فرهنگی قرار بگیرد، چراکه موضوع آن به‌شدت ویژه و مهم بود، اما چنین اتفاقی پیش نیامد و باعث شد ما مدام درباره آن حرف بزنیم. در پایان هم گفتن یک نکته را ضروری می‌دانم، دوستانی که در این پروژه حضور داشتند، بارها در مورد رفاقت و آشنایی در کاری که شروع کردیم، حرف زدند که مایلم این‌جا یک سوءتفاهم را برطرف کنم. بعضی وقت‌ها این رفاقت برای مخاطب و دیگر فیلمسازهای جوان به باندبازی تعبیر می‌شود، اما این رفاقت به معنای شناخت ما از یکدیگر است. من وقتی با یک نفر کار می‌کنم و مسئولیت و اهمیتی را که به کار می‌دهد، می‌بینم، ترغیب می‌شوم تا این همکاری را ادامه دهیم. پس رفاقت به معنای درک درست ما از کار و دیدگاه‌های یکدیگر است و دوست ندارم رفاقت به معنای انجام یک کار دورهمی تعبیر شود.
«مجتبی میرتهماسب»
شیوه‌های متفاوتی برای فیلمسازی وجود دارد، اما نگاه مشترک ما درباره موضوعات باعث شد یک تیم خوب در کنار هم قرار بگیرد. از ابتدا که کار شروع شد، ما به تاثیرگذاری موضوعات فکر کردیم. جامعه ما این روزها انقدر نیازمند الگو است که خیلی زود باید سراغ ساخت چنین پروژه‌ای می‌رفتیم. شیوه‌هایی که ما برای ساخت پروژه انتخاب کرده بودیم، اهمیت ویژه‌ای داشت، اما اشتراکات‌مان در این زمینه باعث شد همه چیز خیلی خوب پیش برود. از طرفی برای تولید، حداقل‌هایی نیاز بود که باعث شد ما سراغ حامیان مالی برویم. البته در مورد جذب حامیان مالی مشکلاتی وجود داشت، اما این موضوع از انگیزه ما کم نکرد که استانداردها را رعایت نکنیم. بعد هم که فیلم ساخته شد. مهم‌ترین موضوع پخش درست فیلم‌هاست تا بتوانیم تاثیری که از اول قرار بود روی مخاطب بگذاریم، به سرانجام برسانیم.
«فیروزه صابر»
بعد از آشنایی طولانی من با رخشان بنی‌اعتماد درنهایت بهمن ماه سال 92 کار تحقیق و پژوهش در مورد پروژه کارستان را شروع کردیم. نکته مهم درباره کارکردن با تیم سازنده کارستان، وجود خط‌قرمزهای مشترکی بود که هر دو ما آن را داشتیم و برایش ارزش زیادی قائل بودیم. البته نگاه ما بعضی وقت‌ها به‌خصوص درمورد محتوای فیلم تغییر می‌کرد، اما به این معنا نبود که اختلاف سلیقه ما را از بحث اصلی دور کند.
«محسن عبدالوهاب»
من سال‌ها پیش مستندی درباره موسسه محک ساخته بودم و همین موضوع باعث می‌شد ساخت مستندی درباره سعیده قدس مورد توجهم قرار گیرد. در مورد مجموعه مستندهای کارستان این شائبه پیش می‌آید که چون این کار تهیه‌کننده مشخصی داشته، سفارشی بوده است. درست است که در این کار تمام حیطه‌های کاری مشخص شده بود، اما همه چیز تعاملی پیش رفت و هیچ محدودیتی وجود نداشت. پس به جرأت می‌توانم بگویم نیمی از این کار، نتیجه تلاش من است و بقیه به گروه طراحان و پژوهشگران تعلق دارد.
«مهناز افضلی»
در همه جای دنیا سینمای مستقل وجود دارد، اما در ایران این امکان کمتر فراهم می‌شود. تهیه‌کننده‌ای که ایده دارد، فکر می‌کند و برای همه کار، طراحی در نظر دارد و خیلی چیزها به‌همراه دارد که باعث می‌شود یک اثر به بهترین شکل ساخته شود. رخشان بنی‌اعتماد از نظر من قله سینماست و مجتبی میرطهماسب یکی از بهترین تهیه‌کننده‌هایی است که در ایران وجود دارد. درنتیجه مجموع این اتفاقات باعث می‌شد این کار برای کارگردان‌ها دلچسب باشد.
«بهرام عظیم‌پور»
وقتی حرف فیلم‌های سفارشی به میان می‌آید، ناخودآگاه همه نگاه‌ها سمت یک فیلم سیاسی می‌رود. این واژه به‌خودی‌خود دارای بار منفی است، اما فکر می‌کنم ما نباید آن را در سینمای مستند به کار ببریم. سفارشی‌بودن یعنی داشتن حداقل‌ها و نداشتن آزادی عمل. اما در مجموعه کارستان این اتفاق به هیچ وجه وجود نداشت. شاید بر سر بعضی موضوعات دیدگاه ما با تهیه‌کننده متفاوت بود، اما باید قبول کنیم که اختلاف‌نظر در مورد همه کارها وجود دارد و صرفا مربوط به این مجموعه مستند نمی‌شود.
«شیرین برق‌نورد»
سوژه‌ای که در مجموعه مستند کارستان به آن پرداختم به‌شدت به چیزی که سال‌ها در ذهن داشتم، نزدیک بود. من پس از سال‌ها زندگی در خارج از کشور ترجیح دادم به کشورم برگردم و این‌جا کارم را ادامه دهم. شیرین پارسی هم که به زندگی‌اش در یکی از این مستندها پرداختیم، دقیقا همین وضعیت را داشت. او بعد از سال‌ها زندگی در فرانسه به ایران آمده بود و فهمیدن تفکرات او و نشان‌دادن آن‌چه در ذهنش می‌گذشت، شیرین‌ترین بخشی بود که من سعی کردم آن را از طریق تصویر نشان دهم.
«مهدی گنجی»
وقتی حرف از کار سفارشی می‌شود، حس ناخوشایندی به آدم دست می‌دهد، در صورتی که سفارشی کارکردن به این معنا نیست که ما مستقل نبودیم، ضمن این‌که سال‌ها رفاقت و آشنایی و 17سال تلاش در سینمای مستند باعث شد کار با چنین گروه درستی نصیب من شود. خیلی وقت‌ها می‌گویند رفاقت باعث شده ما چنین موقعیتی به دست بیاوریم، اما من این حرف را قبول ندارم. من سا‌ل‌ها کار کردم، مستند ساختم و تلاش کردم به جایی برسم که حرفی برای گفتن داشته باشم و تهیه‌کننده را مجاب کنم که برای ساخت کارهایش سراغم بیاید.

بازگشت