1395-09-17

جان فرانکو رُزی: بزرگترين سرمايه‌ام زمان است

دهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت در بخش مرور سینمای مستند ایتالیا، به استقبال نمایش سه اثر «جان فرانکو رُزی» فیلمساز برجسته‌ی ایتالیایی با عناوین زیر سطه دریا، ال‌سیکاریو اتاق 164 و آتش در دریا رفته است.
كارنامه فيلمسازي رزي خيلي شلوغ نيست. از سال 1993 پنج مستند بلند و دو مستند كوتاه ساخته، مشهورترين مستندش هم «آتش در دريا» است كه امسال برنده خرس طلاي بهترين مستند از جشنواره برلين شد. پيش از اين هم يك‌بار سال 2013 براي مستند «Sacro GRA» برنده جايزه شير طلايي بهترين مستند از جشنواره ونيز شده بود.
گپي كوتاه با رزي را درباره‌ی نگاهش به مستندسازي بخوانيد:
- جايي گفته بوديد كه استفاده از زبان سينما در مستندهاي‌تان براي‌ شما اهميت زيادي دارد. حرف جالبي بود. دقيقا كدام قسمت از تاريخ سينماست كه سعي داريد وارد كارهاي‌تان كنيد؟
مي‌خواهم از هر چيزي كه از نظر بصري امكانش در سينما وجود دارد، استفاده كنم تا به وسيله آن‌ها بتوانم روي حقيقت تاكيد داشته باشم. مي‌خواهم مخاطبم جوري درگير ديدن فيلم مستند شود که انگار دارد يك فيلم سينمايي با شخصیت‌ها و خط‌ روايي را مي‌بيند. اما همه كارهاي من از حقيقت نشأت مي‌گيرند. هيچ چيزي را از قبل نمي‌نويسم. اما از زبان سينما به عنوان يك قالب براي روايت مستند استفاده مي‌كنم. هيچ‌وقت حتي در دوره دانشجويي‌ام متوجه اين جمله نمي‌شدم كه «كاري كنيد واقعي‌تر به نظر برسد». دوربين بايد در حال حركت باشد تا حس شبيه مستند ايجاد كند. فيلم‌هاي بلند، وقتي براساس يك داستان واقعي هستند، بايد حركت دوربين داشته باشند. من به اين فيلم‌ها مستند مي‌گويم.
- اما در عين حال به فيلم‌هاي نئورئاليسم هم شباهت‌هايي دارد.
در سينماي نئورئاليسم مردم را از خيابان‌ها مي‌آورند و وادارشان مي‌كنند كاراكترهاي مختلف را تفسير كرده و به نمايش دربياورند. من حتي كاراكتر هم به آن ها نمي‌گويم، چون از اين كلمه خوشم نمي‌آيد. آدم‌هايي كه در فيلم من كار مي‌كنند، خودشان هستند و فقط زندگي روزمره‌شان را دوباره جلوي دوربين مي‌آورند. ما هيچ‌وقت به آن‌ها نمي‌گوييم چه كاري انجام بدهند. به‌هرحال از همان فيلم اولم مي‌خواستم مرز بين سينمای مستند و داستاني را بشكنم. متاسفانه مايكل مور، مستند را كاملا از بين برد، چون فيلم‌هايش تبديل به پروپاگاندا و سرگرمي شدند. براي من مستند هنوز يعني اثري كه نقطه‌نظر خيلي قوي مولفش را ارایه مي‌دهد. هيچ‌وقت به اين فكر نمي‌كنم اثري كه مي‌سازم مستند است يا داستاني. من مي‌خواهم فيلم بسازم و براي اين كار از ابزارهاي سينما استفاده مي‌كنم. براي من تفاوت بين غلط و درست هميشه در دل هنر بوده است.
- آدم‌هاي فيلم‌هاي‌تان را چطور پيدا مي‌كنيد؟
در همين زندگي روزمره‌اي كه با آن‌ها مواجه مي‌شوم.
- مثلا در مورد فيلم «آتش كنار دريا» مي‌دانستيد كه بايد يك پسربچه پيدا كنيد؟
مي‌دانستم كه مي‌خواهم در اين فرآیند زماني، داستاني درباره بچه‌ها بسازم، چون در فيلم اولم «قايقران» با بچه‌ها كار كرده بودم، اما بعد از آن هيچ‌وقت ديگر فرصتش پيش نيامد كه دوباره با آن‌ها كار كنم. اين‌بار مي‌خواستم نماي نقطه‌نظر يك بچه را داشته باشم، براي اين‌كه خالص‌ترين و حقيقي‌ترين نگاه است.
- قابي كه براي هر نما از فيلم‌هاي‌تان مي‌بنديد، خيلي زيباست، اما در ثبت لحظه در زندگي حقيقي چطور كار مي‌كنيد كه هر نما اینقدر سينمايي به نظر برسد؟ آيا دنبال سوژه‌تان راه مي‌افتيد و تعقيبش مي‌كنيد، آنقدر كه به نماي موردنظر برسيد؟
هيچ‌وقت هيجان براي فيلم‌گرفتن از همه چيز يا درباره هر چيزي را نداشتم. بيشتر كارهاي من درباره از‌دست‌دادن چيزهاست، نه به دست آوردن‌شان. ترجيح مي‌دهم يك چيز كوچك منحصربه‌فرد و خاص را كه جلوي رويم اتفاق مي‌افتد، ضبط كنم تا اين‌كه نگران صدهزار چيز ديگري باشم كه در اطرافم مي‌گذرد و از دست‌شان مي‌دهم. اما آن يك نما بايد مادر همه نماهايي باشد كه ممكن است اتفاق بيفتند، متوجه‌ايد؟ وقتي فيلم مي‌سازم دوست ندارم گزارشگر باشم. دوست دارم فيلمساز باشم. در نتيجه هميشه مجبورم صبر كنم براي لحظه‌اي كه نور در حالت ايده‌آلش است و اتمسفر و حال‌وهواي بين من و كاراكترم هم خوب است. بايد يك اتفاق ويژه در زندگي كاراكترم بيفتد و در آن لحظه من بايد آن‌جا باشم. بزرگ‌ترين سرمايه من زمان است. شايد لازم باشد دو، سه يا حتي چهار سال جايي منتظر بمانم تا بالاخره لحظه ويژه را به چنگ بياورم. كار من از دست دادن دائم زمان است. براي اين‌كه اگر چيزي را از دست بدهم، يك اتفاق خوب ديگر با قدرت تاثير بيشتر در انتظارم است.
* صوفيا نصرالهي
بازگشت