1395-09-17

روايت مصطفي آل‌احمد از «گروگر» و مفهومي كه پشت آن قرار دارد

مصطفی آل‌احمد که 5 سال پیش با مستند نویسنده بودن موفق به کسب جایزه از جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت شده بود، امسال با «گروگر» در بخش مسابقه ملی مستندهای کوتاه این جشنواره شرکت کرده است.
وی که پژوهش، کارگردانی، تدوین و تهیه‌کنندگی «گروگر» را برعهده دارد، درباره‌ی این اثر مستند ۲۳ دقیقه‌ای براي‌مان مي‌گويد.
* وجه تسميه «گرو گر» برای عنوان این فيلم چيست؟
گروگر اسم فاعل گرو و به معنی فردی است که پدیده‌ای را به گرو می‌گیرد. در این فیلم به نظر می‌آید شخصیت اصلی هم افراد دیگر فيلم را در گرو خودش گرفته است، مثل پرندگان. از طرف دیگر، حتي خودش در گرو نوعی از زندگی است که به خاطر تصميم‌هايش به آن محکوم شده است.
* چقدر اسم می‌تواند مخاطب را به موضوع فيلم نزديك كند؟
اسم الزاما نباید مخاطب را قبل از دیدن فیلم به موضوع راهنمایی کند، شاید عنوان فیلم در جریان تماشای یک اثر معنا پیدا کند و می‌تواند بخشی از پازل معنایی فیلم را تشكيل دهد.
* فيلم شما در دسته مستندهاي اجتماعي قرار مي‌گيرد؟
نه، بیشتر یک فیلم مفهوم‌گراست.
* فيلم، گفتار متن يا همان نريشن ندارد، بنابراين سبك روايت فيلم چگونه است؟
بله، چون به نظر من گفتار متن لازمه مستندسازی نیست. در این فیلم بیشتر باید در پی مفاهیمی که در لایه‌های زیرین سوژه قراردارد، بود؛ مفاهیمی چون آزادی، بودن، جبر، تصادف، زیست، تنهایی و ...
* براي فيلم سوژه (فرد خاص يا داستان زندگي خاصی) در نظر گرفتيد، اين سوژه چطور انتخاب شد؟
سوژه برای من خیلی مهم نبود، بيشتر مفهومی که پشت آن است، مهم بود، مثلا در داستان «افسانه‌ سیزیف» با مردی سروکار داریم که هر روز یک کار تکراری می‌کند و تنها سنگی را به بالای کوه برده و شب هنگام آن را دوباره به پایین می‌غلتاند. در این‌جا شخصیت فرد مهم نیست، درواقع کار عبث انسانی که موضوع قرار گرفته است، اهميت دارد. در «گرو گر» هم شاهد زیست دوگانه‌ای هستیم، سبکی پرواز و درعین‌حال بند زندگی بودن.
* فرم روايت فيلم چگونه است؟
روایت فیلم ساده است. این دست سوژه‌ها معمولا با احساسات‌گرایی تصویر مي‌شوند. من دوست ندارم مخاطب را درگیر بازی قصه كنم و با عواطفش بازي شود که بخواهد گریه کند يا بخندد. مخاطب مدرن، ديگر مخاطب شبيه قصه‌گویی مادربزرگ و یکی بود یکی نبود نیست. اگرچه این مخاطب مدرن را کمتر در میان ایراني‌ها می‌توان یافت. این‌جا و البته در بسیاری از کشورها هنوز مردمان درگیر قصه‌گویی سنتی هستند، اما در جهان قصه‌ها تنها یک جریان یکی بود یکی نبودی ندارند، قصه آدم‌ها و مضامین بشری، كه گاه بسیار منتزع‌تر از قواعد کلاسیک هستند و در آن قاعده‌ها نمی‌گنجند.
* گفتگو از: سوسن سيرجاني

بازگشت