1395-09-17

با مسافران رحمانی؛ چالش آدم‌ها در پراید

استقبال از نمایش فیلم مستند «مسافران» ساخته «محمود رحمانی» در روز چهارم جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت بسیار چشمگیر بود. وی در جدیدترین اثر مستند خود در قالب راننده تاکسی فرو رفته تا با مسافرانش صحبت کند؛ دوربین و صدا هم به شکلی خاص جاسازی‌شده تا حرف‌ها بی‌روتوش باشد.
گفت‌وگوی ما با این فیلمساز موفق که برای ساخت مستند «مسافران» خود 5 سال وقت گذاشته است را بخوانید:
* موضوع مستند «مسافران» درباره چیست؟
«مسافران» درباره آدم‌هایی است که سوار یک تاکسی می‌شوند و به سمت مقصد می‌روند و در این مکان محدود، به شکل بسیار عجیبی خودشان را بیان می‌کنند، یعنی این مسافران درونیات‌شان را در مقابل کسی که برای نخستین‌بار و احتمالا آخرین بار در زندگی‌شان می‌بینند، بروز می‌دهند، حتی مسافران دیگری هم که در این ساختار محدود مکانی حضور دارند، به احتمال قریب‌به‌یقین دیگر یکدیگر را نخواهند دید، به همین دلیل همه داستان بیم‌ها، امیدها و آرزوهای خودشان را بیان می‌کنند. به عبارت دیگر مستند «مسافران» به آدم‌هایی می‌پردازد که در طول مسیری سوار بر یک تاکسی می‌شوند و در تایم کوتاه 15-10 دقیقه‌ای مسیرشان بدون این‌که متوجه دوربین باشند، حرف‌هایی که می‌خواهند را با راننده می‌زنند. نداشتن نقاب باعث می‌شود شما به عمق آدم‌ها نزدیک شوید، درحالی‌که فقط مدت کوتاهی با آن‌ها هستید.
* این ایده چطور به ذهن‌تان رسید؟
چند سالی بود که تصمیم داشتم فیلمی تک‌لوکیشنی در یک تاکسی بسازم، چون این مکان خیلی برای من جالب بوده و مستندی هم تابه‌حال در این رابطه در ایران ندیدم. البته ما یک مشکل بزرگ هم داشتیم، به این خاطر که یک نمونه عالی از فیلم‌های داخل ماشین وجود دارد و آن فیلم «ده» استاد کیارستمی بود. من خیلی سعی کردم «مسافران» به هیچ شکلی زیر سایه آن فیلم نباشد. اگرچه همیشه افتخار می‌کردم شبیه ایشان باشم، اما استاد کیارستمی دوست داشت، حتی کسانی که پیرو سینمایش هستند، شبیه به خودشان باشند، به این خاطر من این فرم خاص را برای مستندم انتخاب کردم.
* چه شد که تصمیم گرفتید خودتان راننده باشید؟
در این فیلم تمام تلاش من این بود که شکل گفت‌وگوهای مرسوم در فیلم‌های مستند را به ساختار دیگر تغییر دهم، یعنی کارگردان مثل همه فیلم‌ها از پشت دوربین کار را نبیند و موازی با مصاحبه‌شونده قرار بگیرد. در این فیلم مهم‌ترین مسأله برای من این بود که عنصری را حذف کنم که همواره تصمیم‌می‌گرفت کات‌کند، کجا با پرسش‌هایش جهت را عوض کند و در چه شرایطی با اشاره و عدم‌استماع مناسب به مصاحبه‌شونده مسیر گفت‌وگو را به سمتی که دوست دارد تغییر دهد.
* برای فیلمبرداری در این پروژه از چه شیوه‌ای استفاده کردید تا مسافران متوجه دوربین نشوند؟
در این مستند بزرگ‌ترین تجربه برای من حذف فیلمبردار بود. لنزی را طراحی کردم و ساختم که برای همه شخصیت‌های فیلم و کارگردانی که در حال رانندگی‌کردن است، یک‎جور باشد. این کادر از ابتدا مشخص و فیکس نیست و براساس چرخش ماشین به چپ و راست، این دوربینی که روی داشبورت قرار دارد، حرکت و خودش انتخاب می‌کند چه کسی را نشان دهد، راننده یا کسی که کنارش نشسته یا گفت‌وگوهای لایه‌ای از صندلی عقب یا شاید هم اصلا بیرون را فیلمبرداری کند، درحالی که ما صدای آدم‌های درون ماشین را می‌شنویم.
* به نظر می‌رسد درآوردن این فرم به‎شدت کار سنگینی باشد، این‏طور نیست؟
خب، برای رسیدن به این فرم مشکلات زیادی داشتم. مثلا ما امکان استفاده از دوربین‏های فیلمبرداری معمول را نداشتیم و اصلا این مدل دوربین‌ها مثل 5D یا Gopro که (اصلا دوست‏شان نداشتم) به کار ما نمی‌آمدند. اگر آن دوربین‌ها را انتخاب می‌کردم، شبیه همه فیلم‌هایی می‌شد که در جهان توی ماشین ساخته شده است. من می‌خواستم دوربینی را انتخاب کنم که هم آن حرکتی که می‌خواستم را داشته باشد و هم آنقدر بزرگ نباشد که کسی که سوار تاکسی می‌شود، حس کند الان جلوی دوربین حرفه‌ای نشسته و در حال مصاحبه است.
* خب، پس از چه دوربینی استفاده کردید؟
ما بعد از این‌که پنج دوربین و کلی لنز عوض کردیم، به دوربین ششم رسیدیم، دوربینی که خودم آن را طراحی کردم و ساختم. مدتی بود که من به خیابان جمهوری می‌رفتم و دایما عدسی‌های مختلف می‌خریدم. با چند نفر از اساتید فیلمبرداری دیجیتال ایران هم که صحبت می‌کردم، می‌گفتند چنین چیزی امکان‌پذیر نیست و باید از دوربین‌های معمولی استفاده کنم. من در طول این چند سال دنبال امتحان‌کردن لنزهای مختلف بودم تا این‌که یک‌بار لنزی از شرکت سونی خریدم و موفق شدم با ترکیب چند لنز ماکرو، واید، یک لنز نرمال و چند آدابتور به این لنز دست پیدا کنم.
* بزرگ‌ترین مشکل‌تان برای ساخت این مستند همین دوربین بود؟
خیر، مشکل دوربین را که حل کردیم، تازه به چالش دوم رسیدیم و آن این بود که باید با صدا چه کار کرد، عنصر صدا در این فیلم مهم‌تر از تصویر است، به این دلیل که بعضی وقت‌ها آدم‌هایی که تصویرشان دیده نمی‌شود، صدایشان هست. یک‌سال هم این مقوله صدا وقت ما را گرفت. مشورت‌های اولیه این بود که ما از فیلمرو استفاده کنیم و ماشین روی یک کفی با ارتفاع پایین باشد و با بوم صداها را ضبط کنیم. این پیشنهاد حرفه‌ای خوبی برای فیلم داستانی است، اما برای مستند یک کار مضحک است، هیچ مسافری سوار ماشینیی نمی‌شود که خودش مسافر یک وسیله دیگر باشد!
* برای این مشکل چه کردید؟
پیشنهاد اول این بود که صدابردار به‌عنوان یک مسافر در پشت‎سر راننده بنشیند. این راه بدی نبود، ولی ما دنبال راه بهتری می‌گشتیم، چون بعضی آدم‌ها فقط در صورت تنهابودن حرف می‌زدند. گزینه بعدی استفاده از صدایی بود که دوربین ضبط می‌کند، اما این روش هم عملی نبود و صدا به هیچ وجه کیفیت نداشت. پیشنهاد بعدی را بهشاد مطیعی، صدابردار یکی از فیلم‌های قبلی من «مدار صفر درجه» داد که پیشنهادی جسورانه بود.
* چه پیشنهادی؟
او گفت در تمام طول مدت فیلمبرداری در صندوق عقب ماشین برود. این کار خطرناکی بود و بار اول که گفت شوکه شدم. بهشاد هیکل درشتی دارد و صندوق عقب پراید هم خطرناک است. او پیشنهاد داد تمام سقف ماشین را پر از میکروفن کنیم و برای هر مسافر دو لاین صدا گرفت. کل سقف را برداشتیم و تقریبا 8، 9 لاین صدا درون ماشین سیم‎کشی کردیم. بهشاد 25 روز تمام داخل صندوق عقب کار صدا را انجام می‌داد.
* نگران نشدید برای صدابردارتان اتفاقی بیفتد؟
راستش چرا، ما حتی به بیمه هم مراجعه کردیم که کار را بیمه کنیم، اما زمانی که واقعیت را به آن‌ها گفتیم، حاضر نشدند کار را بیمه کنند، برای این‌که این مورد هیچ تعریفی در قانون نداشت. ما در این شرایط مستاصل بودیم که خود بهشاد خواست کار را شروع کنیم و این یکی از بخش‌های مهم کل کار بود.
* پس برای صدا داخل ماشین را هم دستکاری کردید؟
بله، این پراید ماشین شخصی خودم بود که البته بعد از این فیلم دیگر قابل استفاده نبود، به این دلیل که ما داخل آن را درآوردیم و صندلی‌ها را بریدیم، چون من فکر کنم در ایران آدم قدبلندی محسوب می‌شوم، صندلی من را از پایین قطع کردند و فقط روی یک تکه ابری نشسته بودم، به این خاطر که اگر آدمی کوتاه قدتر از من کنار من نشست، به لحاظ روانی من روی آن تسلط نداشته باشم.
* گفتگو از: محمدرضا كاظمي
بازگشت