1395-09-18

کارگاه تدوین در فیلم مستند با انتقال تجربیاتی از «ورونیک لاگواردسگو» برگزار شد تدوینگر به مثابه یک مترجم

کارگاه آموزشی چهارمین روز جشنواره سينماحقيقت به موضوع تدوین در فیلم‌های مستند اختصاص داشت. «ورونیک لاگواردسگو» تدوینگر فیلم‌های مستند که پیش از این نیز کاندیداي دریافت اسکار شده بود، تجربیات خود را با نمایش فیلم مستند «پنج دوربین شکسته» در اختیار حاضران در كارگاه گذاشت. گفته‌هاي او را بخوانيد:
داستان «پنج ‌دوربین شکسته»
ابتدا به دليل مثال‌هايي كه ورونیک لاگواردسگو از مستند «پنج دوربین شکسته» مي‌آورد، لازم است توضيح دهيم اين مستند روایتی از توسعه شهرک‌سازی اشغالگران، از یک کارگردان آماتور در مورد رنج و محنت‌های ساکنان کرانه باختری است. این مستند روایتی واقع‌گرایانه از مقاومت فلسطینیان روستای «بلعین» است که برای بازپس‌گیری اراضی خود از غاصبان رژیم اشغالگر قدس، سال‌ها به‌صورت مستمرانه هر هفته تظاهرات کردند و با ارتش رژیم غاصب نبرد سخت و تن‌به‌تنی داشتند . مستند «پنج دوربین شکسته» به تلاش‌های ساکنان روستای «بلعین» (در کرانه باختری رود اردن در فلسطین) برای وادارکردن نیروهای اسراییلی به ترک زمین‌های اشغال‌شده‌شان می‌پردازد. در این مستند شاهد تراژدی کاملا مستندگونه‌ای هستیم که چگونه پنج دوربین عماد در یک فرآیند زمانی توسط سربازان اسراییلی شکسته می‌شود و عنوان فیلم اشاره مستقیم به تعداد دوربین‌های شکسته‌شده «عماد» کشاورز است.
مدیریت زمان، نقطه کلیدی در تدوین
کار مونتاژ در فیلم مستند، کار ویژه و منحصربه‌فردی است؛ منحصر‌به‌فرد از این جهت که انگار قرار است همه چیز از اول در سالن مونتاژ اتفاق بیفتد. تدویتگر قبل از این‌که شروع به کار کند باید داستان کارگردان را بشنود. کارگردان‌ها اصولا داستان‌شان را با کلمات بیان می‌کنند و این تدوینگرها هستند که به ساختن یک تصویر درست از کلمات کمک می‌کنند. وقتی ما فیلمی را می‌بینیم باید قبول کنیم که تلاش زیادی شده تا از دل تصویرهای خام یک فیلم به وجود بیاید. درواقع تدوینگر آن‌ها را ساخته و کمک کرده تا یک اثر، به رسالتی که دارد، عمل کند. اگر بخواهم یک نکته کلیدی درباره تدوین بگویم، باید به مدیریت زمان اشاره کنم. گاهی وقت‌ها تدوینگر صد دقیقه راش در اختیار دارد و باید از این صد دقیقه یک فیلم 50دقیقه‌ای بسازد. پس بسیار مهم است که شما راش‌ها را چندین‌بار ببینید و از دل آن‌ها صحنه‌هایی را انتخاب کنید که می‌تواند فیلم بهتری بسازد.
احساسات و نقش آن در فیلم‌های مستند
احساسات در فیلم‌های مستند نقش مهمی دارد. در واقع باید بگویم تاثیر گذاشتن روی مخاطب از دل صحنه‌هایی بیرون می‌آید که احساساتی‌تر هستند. این کار کمک می‌کند فیلم‌های مستند دراماتیک به نظر بیایند و این دراماتیک‌کردن بر عهده تدوینگر است. البته ممکن است برای شما این سوال مطرح شود که دراماتیک‌کردن فیلم‌ها، آن‌ها را شبیه فیلم‌های داستانی می‌کند و هویت مستند را زیر سوال می‌برد. در پاسخ به این سوال باید بگویم که از نظر من فیلم‌های مستند خیلی هم بی‌شباهت به فیلم‌های داستانی نیستند. تنها تفاوت در این است که در مستند دکوپاژی وجود ندارد و همه چیز با یک برداشت گرفته می‌شود. پس با این برداشت باید فیلم تدوین شود. اگر بخواهم به‌صورت عملی درباره مونتاژ حرف بزنم، باید فیلم «پنج دوربین شکسته» را مثال بزنم. موضوع فیلم در نکوهش جنگ است و از اول قرار نبود هیچ جناح‌بندی داشته باشد.
به فیلم‌ها خیانت نکنید
تلاش کرده‌ام هیچ غرض‌ورزی در تدوین وجود نداشته باشد. وقتی راش‌ها را به من تحویل دادند، تقاضا کردم مرا چند وقتی تنها بگذارند تا تصمیم بگیرم تصویرها را چگونه کنار هم بچینم، درواقع دلم نمی‌خواست به فیلم خیانت کنم. این خیلی مهم است که شما در کارهای مستند تصورات همیشگی‌تان را کنار بگذارید و به‌صورت واقع‌بینانه عمل کنید. گاهی وقت‌ها فیلم‌ها با باورهای ما مغایر هستند. پس باید تلاش کرد از این باورها دور شد و به سمت واقعیت پیش رفت. تدوین «پنج دوربین شکسته»، هم از جهت نگاه متفاوت دو کارگردان و هم به علت این‌که من با دو کارگردان مرد همكاري می‌کردم، کار را برایم پیچیده می‌کرد. شروع کار در «فیلم پنج دوربین شکسته» با تصاویر مبهمی آغاز می‌شود که به‌صورت عمدی این تصاویر را انتخاب کردم، چون دوست داشتم مخاطب بیشتر فیلم را حس کند تا آن را ببیند. تصاویر مبهم هستند و تنها صداهای مختلفی در فيلم می‌شنویم. این تصاویر خیلی نزدیک هستند و تصویر روشنی به ما ارایه نمی‌دهند. آغاز فیلم که درواقع مثل پیش‌گفتار است، نقش مهمی در جذب مخاطب دارد. پس باید با حساسیت بالا، تصاویر مربوط به شروع را انتخاب کرد. بعد از این تصاویر نوبت به معرفی شخصیت می‌رسد که ما به‌وسیله فرزندش سعی داریم او را معرفی کنیم.
در تدوین می‌توان کار را جهانی کرد
در«پنج دوربین شکسته» تلاش شد فیلم روایت ژورنالیستی نداشته باشد. من برای این فیلم 450 دقیقه راش در اختیار داشتم. پیداکردن یک ساختار درست بسیار سخت بود. نخستین شرطم هم برای تدوین این بود که فیلم بعد جهانی داشته باشد. یک کار هم با مینا کشاورز انجام داده‌ام؛ فیلمی با عنوان «در میان امواج» که من را با فرهنگ ایرانی آشنا کرد. فکر می‌کنم انتخاب یک فرد خارجی برای تدوین فیلم‌ها کمک می‌کند فیلم بعد جهانی پیدا کند و حرف‌هایش بیشتر به گوش مردم برسد.
تدوینگر، کارگردان دوم فیلم است؟
گاهی‌وقت‌ها کار تدوین آنقدر در مستند جدی می‌شود که خیلی‌ها معتقدند تدوینگر، کارگردان دوم فیلم است، البته به‌شخصه این حرف را قبول ندارم، چراکه ایده برای کارگردان است و تدوینگر مترجم ایده کارگردان. من همیشه ترجیحم این بوده که مترجم فیلم‌های مستند باشم تا فیلم‌های داستانی چراکه حقایق، از دل فیلم‌های مستند بیرون می‌آید. برای فیلم «پنج دوربین شکسته» به‌صورت شبانه‌روزی دوماه‌ونیم کار کردم، چراکه دلم می‌خواست زودتر در مورد روند فیلم به نتیجه برسم. عماد البته به عنوان یکی از کارگردان‌ها دوست داشت بیشتر از تصاویری در کار استفاده شود که مربوط به جنگ است، اما من این تصویر را دوست نداشتم، برای همین از فیلم‌های خانوادگی عماد زیاد استفاده کردم. فرزند او، خانواده او و هر آن‌چه ما را با عماد بیشتر آشنا می‌کرد، در این فیلم وجود دارد.
* گزارش از: سارا شمیرانی
بازگشت