1395-09-18

پرسه در دنياي آقاي كيميايي با «قهرمان آخر» طوسی

جواد طوسی رئیس انجمن منتقدان سینمای ایران با فیلم مستند «قهرمان آخر» در بخش خارج از مسابقه دهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت شرکت کرده است. این فیلم با مروری بر زندگی هنری و شخصی مسعود کیمیایی، به تحلیل پنج دهه فعالیت هنری این فیلمساز سینمای ایران می‌پردازد. گفتگوی ما با این منتقد- مستندساز را بخوانید:
نشانه‌های سینمای کیمیایی
سوال اول‌مان از جواد طوسی درباره محور كلي مستند «قهرمان آخر» است: «مستند «قهرمان آخر» در ارتباط با مولفه‌ها، نشانه‌ها و عناصر تکرارشونده در سینمای مسعود کیمیایی است. ما در این مستند در مقام مصاحبه‌کننده تعریف‌های خودمان را درخصوص سینمای کیمیایی مطرح می‌کنیم و ایشان هم درباره این موضوع‌ها نظرات خود را بیان می‌کند.» او که رفاقت دیرینه‌ای هم با مسعود کیمیایی دارد، می‌گوید در این مستند، تمام زوایای زندگی شخصی و هنری مسعود کیمیایی در قبل و بعد از انقلاب روایت شده و حتی در برخی از مواقع خود او به چالش کشیده می‌شود: «در این مستند به تمام زوایای سینمای مسعود کیمیایی اشاره کردیم و حتی این موضوع را هم مطرح کردیم که کارهای او در چند سال اخیر دچار افت شده است. کیمیایی هم درباره تمام این موضوع‌ها، توضیحات خود را ارایه می‌دهد، حتی در این مستند ما گفته‌هایی را هم با علیرضا زرین‌دست انجام داده‌ایم و او هم نظرات خود را درباره مسعود کیمیایی و سینمای او ابراز کرده است.»


شناسنامه تصویری
این منتقد باسابقه معتقد است مستند «قهرمان آخر» می‌تواند به‌عنوان یک شناسنامه تصویری از مسعود کیمیایی به‌شمار آید: «مستند «قهرمان آخر» یک شناسنامه تصویری از کارهای مسعود کیمیایی است که هم مخاطبان پا به سن گذاشته او می‌توانند با دیدن آن نوستالژی‌هایی را برای خود تداعی کنند و هم علاقه‌مندان جوان سینما و حتی آن‌هایی که فیلم‌هایش را ندیده‌اند می‌توانند با دیدن این مستند، شناخت و اطلاعات بیشتری از این کارگردان به‌دست‌آورند.»
«قهرمان آخر» نخستین مستندی نیست که به بررسی زندگی هنری کیمیایی می‌پردازد، پیش از این هم آثار دیگری در این‌خصوص ساخته شده است. طوسی اما به مولفه‌هایی اشاره می‌کند که مستند او را از سایر آثار مشابه متمایز می‌کند: «تا آن‌جایی که اطلاع دارم با توجه به جاذبه‌ها، وجوه کاریزماتیک و همچنین نقش و جایگاه تاریخی و قدمتی که کیمیایی در تاریخ سینمای ایران دارد تابه‌حال سه مستند دیگر هم درباره این کارگردان بزرگ ساخته شده است. این مساله موجب شد تا در ساخت این اثر با محدودیت‌هایی روبه‌رو شوم، چراکه نمی‌خواستم فرم‌های قبلی را تکرار کنم. بنابراین تمام سعی‌ام را کردم تا در قالب یک مستند پرتره، نگاه متفاوتی به این فیلمساز مولف داشته باشم و با بهره‌گیری از برخی ابزارها و عناصر نگذارم فیلمم تبدیل به اثری تکراری و کلیشه‌ای شود.» وی ادامه می‌دهد: «باید این واقعیت را رعایت می‌کردم و براساس این اصل سعی کردم از شیوه و قالب مرسوم مستندهای پرتره که بر محور گفت‌وگو با سوژه اصلی و تعداد متعددی از شخصیت‌ها، اعضای خانواده، دوستان و تمام کسانی که او را می‌شناسند، شکل می‌گیرد، فاصله بگیرم. پس برمبنای این اصل سعی کردم از این وضعیت تبعیت نکنم، چون آثار قبلی فارغ از ویژگی‌های مثبت یا کاستی‌ها و ضعف‌های‌شان این راه را رفته بودند و نمی‌خواستم آن‌ها را تکرار کنم.» به گفته طوسي نقطه مرکزی مستند «قهرمان آخر» شخص کیمیایی است: «این مستند درواقع حاصل گفت‌وگوی مستقل با کیمیایی است و از سوی دیگر تلاش شده با درنظر گرفتن تمهیدات تصویری مختلف لحن فیلم برای بیننده یکنواخت و خسته‌کننده نشود. از این‌رو تا آن‌جا که مقدور بوده تلاش کردم با بهره‌گیری از یکسری المان‌ها و عناصر، فیلم برای طیف‌های مختلف بینندگان، اثری جذاب و سرگرم‌کننده باشد.»

کیمیایی و سینمای وسترن
او به تمهیداتی اشاره می‌کند که برای ایجاد کشش و جذابیت در مستندش به کار گرفته: «در این فیلم سعی کرده‌ام با افزودن مصادیق مختلف از یک‌سو جهان‌بینی کیمیایی را کامل‌تر کنم و به تصویر بکشم و از سوی دیگر بر جذابیت کار اضافه کنم. این مصادیق می‌توانست فیلم‌ها و آثار خود کیمیایی باشد یا فراتر از آن، یک‌سری از آثار و گونه‌های سینمایی که جزو تعلقات خاطر او است که پررنگ‌ترین نقطه‌اش درواقع سینمای وسترن است. پس از جنبه‌ها و نقاط مشترک سینمای وسترن مانند مقوله‌های پایداری، مقاومت و قهرمان که با فیلم‌ها، جهان‌بینی و دیدگاه‌های کیمیایی مرتبط بود، وام گرفتم. در مواردی محدود حتی پا را فراتر از این گذاشته و علاوه‌بر آثار او به قهرمانان دیگر سینمای وسترن هم اشاره کردم.»

پرسه دوربین در شهر

طوسی به نکته دیگری که درجهت ایجاد جذابیت منطقی در مستندش درنظرگرفته، اشاره و تصریح می‌کند: «در این فیلم یک قالب اجرایی درنظر گرفتم و آن پرسه‌زنی دوربین در سطح شهر است. به‌هرحال کیمیایی یک فیلمساز شهری است که ریشه تهرانی دارد، بنابراین بخشی از این شناسنامه را از طریق خود او با تردد و عبورش در مراکز مرکزی تهران پوشش دادیم و سعی کردیم مابه‌ازای تصویری برایش پیدا کنیم، حتی دوربینم را آزاد و رها به لوکیشن‌های رضا موتوری، قیصر و گوزن‌ها که بافتش هم دچار تغییرات گسترده‌ای شده، بردم و تصاویری را گرفتیم.»

خلوت یک فیلمساز

از طوسي مي‌پرسيم تا چه اندازه به درونيات كميايي ورود كرده: «ما می‌خواستیم فیلم گفت‌وگومحور و متمرکز بر شخصیت کیمیایی باشد و همین موضوع کار را برای‌مان سخت می‌کرد، با این‌که شخصا با او آشنایی داشتم، اما به‌هرحال وارد خلوت چنین فیلمسازی شدن سخت است. همیشه هنگام کار شرایط مناسب در فواصل کوتاه فراهم نمی‌شد که او راحت و بدون دغدغه جلوی دوربین ظاهر شود و با تمرکز و انگیزه زیاد حرف‌های جالبی بزند که برای مخاطب جذاب باشد. از سوی دیگر نمی‌خواستم شرایط به‌خصوصی را به او تحمیل کنم تا با عجله فیلم را تمام کنم. به همین خاطر منتظر می‌شدم تا زمان مناسب فرابرسد، بعد سراغ او بروم و گاه این فاصله‌های زمانی خیلی طولانی می‌شد و یک بار حتی به 6 ماه هم رسید. این شرایط موجب طولانی‌شدن فرآیند تولید فیلم شد.»

منبع نسل آینده
این منتقد سینمایی «قهرمان آخر» را مأخذی برای نسل‌های آینده می‌داند و می‌گوید: «خواستم اثری تولید کنم که نسبتی با فردیت، شخصیت، شناسنامه، جهان‌بینی، دغدغه‌ها و زاویه نگاه و سینمای کیمیایی داشته باشد و جدای از شکل ظاهری یک مستند پرتره، منبع و مأخذی باشد برای نسل آینده. قطعا کار کاستی‌هایی دارد و ممکن است این هدف صددرصد محقق نشده باشد، چون به‌هرحال محدودیت‌هایی در تولید این پروژه وجود داشته است، اما امیدوارم این اتفاق افتاده باشد.»

* گفتگو از: عرفان جلالي
بازگشت