1396-02-18

گزارش جلسه نقد فیلم مستند «متهمین دایره‌ی بیستم» در سالن سینماحقیقت سایه‌ی سنگین خانواده

در ادامه‌ی جلسات هفتگی نمایش فیلم که روزهای یکشنبه در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار می‌شود شامگاه دیروز (یک‌شنبه هفدهم اردیبهشت‌ماه) مستند تحسین شده‌ی «متهمین دایره‌ی بیستم» ساخته‌ی حسام اسلامی در سالن سینماحقیقت به نمایش درآمد و سپس جلسه‌ی نقد و بررسی این فیلم با حضور امید نجوان به‌عنوان منتقد مهمان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، این برنامه در حالی برگزار شد که پُر شدن ظرفیت هر دو سالن نمایش این فیلم، نشان از استقبال تماشاگران و علاقه‌مندان سینمای مستند داشت.
مستند بلند «متهمین دایره بیستم» سرگذشت یک گروه نوجوان بزهکار در گذر پنج سال از زندگی آنان را روایت می‌کند...
در ابتدای این جلسه، حسام اسلامی در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان (مجری برنامه و مسئول جلسه‌های نمایش فیلم) درباره‌ی چگونگی پیدا کردن شخصیت‌ها و نحوه‌ی نزدیک شدن به آن‌ها گفت: «سال 89 زمانی که در تدارک ساخت مستندی درباره‌ی بچه‌های کار و حضور آن‌ها در خیابان‌ها بودم، با «جمعیت حمایت از کودکان کار» آشنا شدم. ایده‌ی اولیه‌ام این بود که فیلمی درباره‌ی بچه‌های ده دوازده ساله بسازم اما شرایطی پیش آمد که تصمیم گرفتم سوژه‌‌‌ی اولیه‌ام را کنار بگذارم و با شخصیت‌هایی که اینک در فیلم حضور دارند کار را ادامه بدهم.»
وی با اشاره به سرعت تغییرات در زندگی سوژه‌های فیلم خود گفت: «هم‌زمان با آغاز تحقیقات و پژوهش فیلم، چند نفر از نوجوان‌ها که به «جمعیت حمایت از کودکان کار» رفت و آمد داشتند، خودروی من را به سرقت بردند. در این دوران با میانجی‌گری مدیر این مرکز تصمیم گرفتم به‌جای تنظیم و ارائه‌ی شکایت از آن‌ها تمهیدی ایجاد کنم تا بتوانم به این افراد نزدیک شده و درباره‌شان فیلم بسازم.»
اسلامی با اشاره به اعتماد شخصیت‌های فیلم به او و به واسطه‌ی دوستی با مدیر این مرکز گفت: «برای آن که حضور دوربین تصویربرداری برای بچه‌ها عادی شود، هر وقت به «جمعیت حمایت از کودکان کار» مراجعه می‌کردم یک دوربین کوچک و خانگی همراه خود می‌بردم. به‌هرحال واکنش آن‌ها در ابتدای کار عمدتاً تدافعی و بازدارنده بود اما به مرور زمان احساس‌شان تغییر کرد و زمانی که متوجه شدند قرار نیست از تصویر آن‌ها علیه خودشان استفاده کنم آرام‌آرام به من اجازه دادند دوربین را روشن کرده و از این طریق با آن‌ها گفت‌وگو کنم.»
اسلامی سپس در پاسخ به نکته‌ی مطرح شده از سوی ناصر صفاریان که به نمایش نسخه‌ی کوتاه و متفاوتی از این فیلم در چند سال پیش اشاره کرده بود، گفت: «پاییز سال 90 وقتی این بچه‌ها برای نخستین‌بار دستگیر شدند حدود یک‌سال بود که از آن‌ها تصویر می‌گرفتم. تصمیم گرفتم حاصل تصویرهای این یک سال را در قالب یک فیلم کوتاه به‌نام «بی‌کودکی» تدوین کرده و به‌عنوان پایان‌نامه‌‌ی مقطع کارشناسی‌ارشد ارائه کنم. خوش‌بختانه آن نسخه به‌ غیر از حضور در هفته‌ی فیلم مستند، نمایش دیگری نداشت و بازخوردهایی که از مخاطبان گرفتم تشویقم کرد تا به تدوین نسخه‌‌‌ی بهتر و گسترش یافته‌تری فکر کنم.»
بخش بعدی به صحبت‌های منتقد مهمان جلسه اختصاص داشت. در این بخش، امید نجوان ضمن اشاره به تاثیر عنصر دیجیتال در کیفیت سینمای مستند سال‌های اخیر گفت: «نیازی به تاکید ندارد که سینمای مستند امروز ایران به مراتب از سینمای داستان‌گو جلوتر و در برخی موارد حتی پیشروتر است و با کارهای درخشانی که در سال‌های اخیر در زمینه‌ی سینمای مستند تولید شده، پیش‌بینی استقبال بیش‌تر و گسترده‌تر از این نوع سینما چندان دور از ذهن نیست.»
وی گفت: «خوش‌بختانه دوربین‌های تصویربرداری کم‌حجم و کوچکی که امکانات فنی بسیار خوبی هم برای مستندسازان دارند، شرایط ایده‌آلی فراهم کرده‌اند که ساخته شدن مستندی با ویژگی‌های «متهمین دایره‌ی بیستم» تنها یکی از آن‌هاست. در چنین شرایطی مستندساز این امکان را پیدا می‌کند که با کم‌ترین تعداد افراد، از زندگی روزمره و عادی تصویر بگیرد. در حقیقت، با توجه به دوربین‌های حجیم و امکانات خاصی که در دوران پیش از دیجیتال وجود داشت می‌توان گفت اگر سوژه‌ی این فیلم، حدود یک دهه پیش، ذهن سازنده‌اش را به خود جلب کرده بود، اگر نگوییم ساخت آن غیرممکن بود، باید گفت بسیار مشکل بوده است.»
در ادامه‌ی جلسه، حسام اسلامی در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان درباره‌ی نحوه‌ی تدوین این مستند گفت: «وقتی این فیلم به مراحل پایان تولید خود نزدیک شده بود متوجه شدم حتی در آماده‌سازی اغلب فیلم‌هایی که تک‌نفره ساخته شده‌اند نیز افراد متعددی حضور داشته‌اند. بنابراین تصمیم گرفتم به‌جای این که مثل گذشته فیلم را خودم تدوین کنم، تدوین آن را به شخص دیگری بسپارم.»
وی هم‌چنین در خصوص نقش نویسندگان در ساخت این فیلم گفت: «پیش از آن که تدوین را آغاز کنیم از نسیم مرعشی و احسان لطفی که تجربه‌ی نگارش داستان‌های مستند را داشته‌اند دعوت کردم تا در شکل‌گیری روایت این فیلم با من همکاری کنند. برای انجام این کار که برخلاف تصور، زمانی طولانی (حدود پنج ماه) در بر گرفت، تمام راش‌ها را بازبینی کردیم تا بتوانیم بهترین مسیر را برای به سرانجام رساندن فیلم انتخاب کنیم.»
اسلامی گفت: «وقتی فیلم، نحوه‌ی روایت خود را پیدا کرد تدوین آن‌ همه راش دیگر کار سخت و دشواری نبود و خوش‌بختانه در کم‌تر از دو ماه به نتیجه رسید.»
صحبت‌های منتقد مهمان، بخش دیگری از جلسه‌ی نمایش این فیلم بود. امید نجوان با اشاره به حضور مستقیم فیلم‌ساز در قلب حادثه و ثبت برخی صحنه‌های وقوع جرم گفت: «از آن‌جا که تا پیش از این، تجربه‌ای در زمینه‌ی حضور کارگردان در لحظه‌ی وقوع جرم یا بزه نداشته‌ایم، به دشواری می‌توان گفت که آیا نقش ایشان در لحظه‌ی ثبت جرم، مشارکت در سرقت به حساب می‌آید یا نه؛ و این نکته‌ای است که بهتر است جرم‌شناسان و کارشناسان علوم قضایی درباره‌ی آن قضاوت و اظهار نظر کنند.»
وی گفت: «این فیلم، بار دیگر لزوم رعایت مرزها و تلاش برای جلوگیری از مخدوش شدن آن‌ها را به نمایش می‌گذارد. مرزهایی که حتی می‌توان گفت قابلیت آن را دارند که به حیثیت فردی و حتی سلامت روحی و جسمی فیلم‌ساز نیز آسیب‌ برسانند.»
حسام اسلامی در واکنش به این نکته گفت: «آخرین نمایش این فیلم در دانشکده‌ی علوم قضایی باعث شد برای پیدا کردن پاسخ این پرسش، از کارشناسان این رشته تحقیق کنم. خوش‌بختانه آن‌ها گفتند حضور من در این صحنه‌ها مشکلی ندارد و از این نظر خیالم برای انجام تجربه‌های بعدی راحت شد.»
بخش پایانی جلسه‌ی نمایش «متهمین دایره‌ی بیستم» به صحبت‌های امید نجوان اختصاص داشت. این منتقد سینما گفت: «در لایه‌های درونی این مستند به نکته‌ای اشاره می‌شود که در فیلم حضور ندارد اما سایه‌ی سنگین آن تا پایان احساس می‌شود و آن نکته، نقش و تاثیر مستقیم خانواده در جامعه است. نهادی اجتماعی که با وجود تاکیدهای فراوان، در پیش‌گیری یا وقوع مشکلات اجتماعی نقش پررنگی دارد.»
وی با اشاره به برخی لحظه‌های عاطفی ثبت شده در این فیلم گفت: «در این مستند با آدم‌هایی روبه‌رو هستیم که در ظاهر خشن به نظر می‌رسند اما وقوع شوک‌های عاطفی حتی آن‌ها را نیز از پا درمی‌‌آورد. شاهد مثال، حضور یکی از شخصیت‌های فیلم در بیمارستان و اندکی پس از تولد فرزندش است. در این صحنه، تماشاگر شاهد اشک شوق مردی است که حتی با دیدن یک نوزاد نیز قادر به کنترل احساسات خود نیست. مرد جوانی که در ابتدای فیلم، قانون‌گریزی، بی‌رحمی و خشونت او به نمایش گذاشته می‌شود اما در پایان و به لطف حضور خانواده، چهره‌ی دیگری از او می‌بینیم. چهره‌ای که حکایت از آرامش و بازگشت او به زندگی طبیعی دارد.» 

بازگشت