1396-04-26

گزارشی از نمایش و نقد مستندهای «آثار عجم» و «شاه‌جهان» در سالن سینماحقیقت فرصتی برای تجسم گذشته‌های دور

بعدازظهر دیروز (یک‌شنبه بیست و چهارم تیرماه) سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، میزبان نمایش و سپس نقد و بررسی مستندهای «آثار عجم» و «شاه‌جهان» هر دو از ساخته‌های حسن نقاشی بود.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در ابتدای این جلسه که با حضور شاهین شجری‌کهن به‌عنوان منتقد مهمان برگزار شد، حسن نقاشی در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان (مجری برنامه و مسئول جلسه‌های نمایش فیلم) درباره‌ی انگیزه‌ی خود از ساخت این فیلم‌ها گفت: «تاریخ معاصر برایم همیشه نوعی دل‌مشغولی بوده و من همواره با نگاهی بومی به این مقوله نگاه کرده‌ام. به عنوان مثال همیشه دلم می‌خواسته بدانم در گذشته‌های دور و در ولایت‌های مختلف ایران چه اتفاقات جالب و مهمی رخ داده است.»
وی مواجهه با زندگی پرویز شاهجهان را نقطه‌ی آغاز تولید فیلمی درباره‌ی او دانست و افزود: «نخستین جذابیت چنین سوژه‌ای برایم این بود که متوجه شدم این شخصیت هم مثل من در یزد به دنیا آمده و به همین دلیل هر بار که در کوچه پس کوچه‌های قدیمی این شهر تاریخی قدم می‌زدم، با او بیش‌تر همذات‌پنداری می‌کردم.»
نقاشی گفت: «گردآوریِ اسناد و مدارک مورد نیاز برای ساخت فیلم مورد بحث تقریباً سه سال زمان برد و در طول این مدت یکی از بازماندگان پرویز شاهجهان که در آمریکا زندگی می‌کند، به عنوان نماینده‌ی این خاندان به ایران سفر کرد تا در ساخت این فیلم به من کمک کند.»
وی هم‌چنین گفت: «اواسط فیلم‌برداری این فیلم، به‌صورت خیلی اتفاقی یک صندوقچه پُر از نامه پیدا کردیم که یکی از آن‌ها حاوی نامه‌ی سراسر گلایه‌آمیزِ فردی به‌نام فرصت شیرازی، خطاب به پرویز شاهجهان بود. نامه‌ی مورد اشاره باعث شد در استفاده از فرمِ نامه‌نگاری برای گفتار متن فیلم به یقین برسم و البته تاثیرگذاری آن به حدی بود که اصلاً تصمیم گرفتم موضوع فیلم بعدی‌ام را به نویسنده‌ی این نامه (فرصت شیرازی) اختصاص دهم.»
حسن نقاشی ساخته شدن مستند «آثار عجم» را حاصل این اتفاق دانست و افزود: «هرچند از قبل و در دوران تحصیل در دانشگاه با کتاب «آثار عجم» آشنایی داشتم، اما تولید این فیلم باعث شد از کتاب مورد بحث، شناخت بیش‌تر و بهتری پیدا کنم.»
وی سپس در پاسخ به پرسش دیگری از ناصر صفاریان درباره‌ی دلیل علاقه به موضوع‌های تاریخی که با وجه ملیِ زندگی ایرانیان نیز درآمیخته گفت: «بدون شک، زندگی در یزد به‌عنوان زادگاه من در ایجاد این علاقه بی‌تاثیر نبوده است. در محله‌ای که در آن زندگی می‌کردم، نمایندگانی از ادیان مختلف حضور داشتند و از آن‌جا که موضوع اساطیر و‌ آیین‌های ملی جزو علایقم است، همواره دلم می‌خواست روزی بتوانم درباره‌ی این آیین‌ها و نحوه‌ی برگزاری‌شان فیلم بسازم. آیین‌هایی که در شهر یزد، هنوز و همیشه به شیوه‌ی باستانی و ملی برگزار می‌شود.»
نقاشی، پیدا کردن اسناد و مدارک مورد نیاز را یک دغدغه و البته مانعی بزرگ بر سر راه ساخت فیلم‌های مستند ذکر کرد و افزود: «خوش‌بختانه چند سال پیش این فرصت را پیدا کردم که ضمن پیدا کردن اسناد مورد نیاز به دغدغه‌ی اصلی‌ام بپردازم و ساخت مستندهایی درباره‌ی تاریخ معاصر، پاسخ به چنین دغدغه‌ای است.»
بخش بعدی به صحبت‌های منتقد مهمان جلسه اختصاص داشت. شاهین شجری‌کهن با اشاره به تاثیرگذاری مستندهای به نمایش درآمده گفت: «مواجهه با تاریخ، معمولاً رویکردهای متفاوتی را در بر می‌گیرد که یکی از آن‌ها شفاف‌سازی و دیگری پرداختن به شیوه‌ی معکوس است. جریانی که شاید تنها به عاشقان مقوله‌ی تاریخ منحصر باشد و در آن به جای تلاش برای نمایش رویدادهای قابل اتکا و هم‌چنین شفاف‌سازی جایگاه آدم‌ها و مکان‌ها، بیش‌تر زمینه‌ای برای ادامه دادن موضوع در قالب یک هزارتوی خیال‌انگیز دنبال می‌شود.»
وی گفت: «ابهام در مطالعه‌ی تاریخ، یکی از لذت‌های کم‌یابی است که فقط عاشقان دل‌خسته‌ی تاریخ، قابلیت درک آن را دارند و خود این موضوع از تناقض عجیبی برخوردار است؛ تناقض در مطالعه‌ی تاریخ، اما به قصدِ کم‌تر دانستنِ آن!»
شجری‌کهن هم‌چنین رویکرد فیلم‌ساز در ساخت مستندهای «شاهجهان» و «آثار عجم» را «دامنه دادن به خیال و نوعی بسترسازی برای رد کردن واقعیت‌های قطعی» دانست و افزود: «در این میان، آن‌چه که اهمیتی ندارد اشاره به واقعیت‌های قطعی است که گاهی می‌تواند در یک جمله خلاصه شود. در فیلم‌های مورد بحث، این موضوع‌ها به قابی برای گسترش خیال تبدیل شده و به این ترتیب، همه‌ی عناصری که وظیفه‌ی بازنماییِ این علاقه را دارند (عکس‌های سیاه و سفید، برگ‌های خشک و پاییزی، مکان‌های قدیمی و کم‌تر دیده شده) در خدمت بسترسازی برای تجسم شخصیت‌های تاریخی قرار گرفته است.»
این منتقد سینما مستندهای به نمایش درآمده را فرصتی برای تجسم گذشته‌های دور خواند و گفت: «اگر چه این فیلم‌ها رویکردهایی هم‌سو با موضوع دارند اما به گونه‌ای عمل کرده‌اند که تماشاگر حتی می‌تواند با نحوه‌ی رویایی این آثار با واقعیت نیز مخالف باشد. در حقیقت می‌توان گفت این فیلم‌ها تنها یک خوانش از متن واقعیت به شمار می‌آیند. واقعیتی درباره‌ی اسناد مکتوب و تصویریِ موجود که در میان این موارد، از قابلیت کشف شدن برخوردارند.»
در بخش دیگری از این جلسه‌ی نمایش فیلم، حسن نقاشی در پاسخ به نکته‌ی مطرح شده از سوی ناصر صفاریان مبنی بر افزودن درام و کاهش وجوه مستند در فیلم‌های به نمایش درآمده گفت: «می‌توان گفت دیدگاه اغلب دوستانی که چنین نظری دارند درست است. به‌عنوان یک فیلم‌ساز، چه بخواهم و چه نخواهم نمی‌توانم به ابعاد بیرونی و به‌عنوان مثال نقطه‌ضعف‌ شخصیت‌های انتخابی‌ام نگاه کنم. قبول دارم که در چنین شرایطی شخصیت‌ها تک‌بُعدی از کار در می‌آیند اما متاسفانه برای رفع این مشکل هیچ فکری به ذهنم نرسید و به همین خاطر مجبور شدم از نمایش نیازهای انسانی آن‌ها چشم‌پوشی کنم.»
وی گفت: «شاید فیلم‌ساز دیگری قدرت انجام این کار را داشته باشد اما متاسفانه در خودم این قدرت و توانایی را سراغ ندارم که چالش‌های شخصیت‌های انتخابی‌ام را به تصویر بیاورم.»
بخش پایانی جلسه‌ی نقد و بررسی مستندهای «آثار عجم» و «شاهجهان» به صحبت‌های شاهین شجری‌کهن اختصاص داشت. این منتقد، پرهیز و خودداری فیلمساز از نزدیک شدن به برخی موضوع‌های نزدیک به مباحث روز را مهم‌ترین ویژگی فیلم‌های به نمایش درآمده دانست و افزود: «جهت‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی و هم‌چنین تلاش برای همساز کردن رخدادهایی در گذشته با موضوع‌های روز، از آن کارهایی است که متاسفانه خیلی از فیلم‌ها را از مسیر صداقت دور کرده و می‌کند. اما خوش‌بختانه مستندهای به نمایش درآمده به سلامت از این دام عبور کرده‌اند و این، امتیاز کمی نیست.»
وی گفت: «تماشای این مستندها به دلیل تلاش فیلم‌ساز برای نزدیک کردن تماشاگران به نوستالژی تاریخی از لذت‌های خاص خود برخوردار است و به نظر می‌رسد در برقراری ارتباط با فیلم‌ها همین نکته کافی است.»

بازگشت