89/10/21

اكران «فيلم مستند» نياز به همدلي و همراهي مستندسازان دارد

از بعدازظهر چهارشنبه (22 دي ماه 1389) و در پنج سئانس 14، 15:30، 17، 18:30 و 20، فيلم مستند بلند «سبز، سپيد،‌ سرخ» ساخته سيد محمدرضا هاشميان در سالن شماره 2 سينما سپيده اكران عمومي خواهد شد.

روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي اعلام كرد: به بهانه ي اكران عمومي اين اثر مستند كه تنديس بهترين فيلم مستندِ سياسي چهارمين جشنواره بين المللي "سينماحقيقت" را نيز كسب كرده، محمدرضا هاشميان كارگردان محترم فيلم يادداشتي را به رشته تحرير درآورده كه متن كامل آن به شرح ذيل است:

لذت یک تجربه ي سخت

"سبز، سپید، سرخ" اولین تجربه جدی ام در مستند سازیست. البته تجربه ای سخت! آنقدر سخت که در میانه کار می خواستم قید انجامش را بزنم. قبل از این فقط فیلمنامه می نوشتم. رستوران خانوادگی (سیامک سهیلی زاده)، اولین شب آرامش (احمد امینی)، داشتن (بیژن میرباقری)، شهر دقیانوس (مهرداد خوشبخت) و... اما این بار قرار بود خودم را در حیطه مستند سازی بیازمایم.

بازدید از پرچمی زیرخاکی در موزه ایران باستان برایم انگیزه ای می شود برای تحقیقات بعدی. طرحش را در سال 87 می نویسم و بعد از یک سال تحقیقات، کار را در بهار 89 کلید مي زنم. اولین موانع برایم سخت و صعب العبور است. بیشترِ اسناد و مدارکی که می خواهم در اماکن دولتی است. میراث فرهنگی، موزه ها، مراکز اسناد، وزارت خارجه، ارتش و... نامه نگاری ها و طی کردن مراحل اداری برایم سخت می آید. تازه سوال و جواب ها هم شروع می شود... بارها و بارها توضیح می دهم که مستندم درباره تاریخچه پرچم است؛ همین. توجیه نمی شوند – حق هم دارند-  اما به هرحال چون سوژه را دوست دارند، همکاری می کنند.

ابتدا نگاهم به پرچم گرافیکی است، ولی هرچه قدر جلوتر می روم ردِ این نشانه را در جاهای زیادی پیدا می کنم. اسطوره ها، کتب تاریخی، ارتش، مینیاتور، مذهب،  شعر، روابط دیپلماتیک، نقاشی، فیلم و... حجم اطلاعات به قدری زیاد است که می شود با آن سریال پرچم ساخت، چه رسد به یک مستند کوتاه 25 دقیقه ای! (قراردادم با مرکز همین زمان است) با هر کارشناسی که مصاحبه می کنم، چندین نوار حرف برای گفتن دارند. 25 قرن روایت و تحلیل تاریخی! تازه متوجه اهمیت موضوع "پرچم" به عنوان مهمترین نشانه ملی در بین قشر فرهیخته میشوم. پشتم می لرزد...

اکنون سه ماه از ساخت فیلم «سبز، سپید، سرخ» گذشته است. فیلم را با نگاهی ملی و در مدت زمان 60 دقیقه ساختم و از این نظر حالم خوب است. قرار است فیلم در سینما سپیده اکران عمومی شود. موفقیت های فیلم  در جشنواره «سينماحقیقت» می توانست سقف توقعاتم در قدم اول برآورده کند، اما انگار قرار است داستان من و پرچم همچنان ادامه داشته باشد.

یادم هست که برای دیدن فیلم مستند، باید به گرفتن دی وی دی از دوستان یا به اکران های محدود در خانه سینما و خانه هنرمندان که به همت انجمن تهیه کنندگان فیلم مستند برگزار مي شد، دل خوش می کردیم. حالا که مکان ثابتی برای اکران مستند در نظر گرفته شده، جای ارج گذاری دارد. اما باید پذیرفت که پا گرفتن این مکان، نیاز به همدلی و همراهی مستندسازان و متولیان اکران دارد و البته وظیفه مسئولان «مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي» در برنامه ریزی و انجام تبلیغات موثر، همچنین تعامل با مستندسازان برای اکران حرفه ای فیلمهایشان، سنگین تر به نظر می رسد.

به هر حال تجربه ي سختی است که چشیدنِ لذت آن، نیاز به زمان  دارد.   * محمدرضا هاشمیان

 

روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي

 


بازگشت