91/05/18

گزارش جلسه نقد و بررسی فیلم انیمیشن «المپیک» شهرام حیدریان در سالن سینماحقیقت

عصر دیروز، جلسه نقد و بررسی فیلم های انیمیشن شهرام حیدریان (مشعل المپیک و جنگ ساز) و ناهید صمدی امین (ایستگاه)، با حضور مازیار فکری ارشاد (منتقد و کارشناس سینما) در سالن «سینما حقیقت» مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار شد. 
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، شهرام حیدریان در ابتدای این نشست به بیان نکاتی درباره فیلم های انیمیشن خود پرداخت و گفت: ایده اولیه انیمیشن «مشعل المپیک» به المپیک پکن باز می گردد که مثل هر سال قرار بود مشعل آن از کشورهای مختلف عبور کند، اما مسئولان کشور ما چندان تمایلی به این امر نشان ندادند و این برای من خیلی جای تعجب داشت که چطور می شود از این حس غافل شد. 
وی افزود: سپس به این فکر کردم که مشعل را می توانم از کشور افغانستان عبور دهم که در وضعیت بسیار نامناسبی هم قرار داشت و به این بهانه می توانستم حضور نیروهای نظامی و بحث های مختلفی مانند جنگ، فقر، گرسنگی  ... را در کنار مشعل المپیک نشان دهم و بگویم که یک ورزشکار فارغ از همه بحث های مختلف، تنها دغدغه اش رساندن مشعل به ورزشکار بعدی است. به علاوه اینکه مردم یک جامعه هم در زمان المپیک دغدغه هایشان را برای لحظاتی فراموش می کنند و به قهرمان خود چشم می دوزند و جالبتر اینکه آن قهرمان چطور می تواند دل یک جامعه را با حرکت خود شاد کند.
حیدریان همچنین درباره انیمیشن «جنگ ساز» گفت: ایده این کار هم از بحران عراق گرفته شد که به نظرم جنگ بسیار هدایت شده ای بود و مانور رسانه ای جالبی داشت.
وی تصریح کرد: با انتخاب یک عکاس به عنوان کاراکتر اصلی، این را نشان دادم که چطور می شود در کشور یا منطقه ای جنگ سازی کرد. 
ناهید صمدی امین نیز در ادامه جلسه گفت: انیمیشن «ایستگاه» بر اساس طرحی که سال ها فکر من را به خودش مشغول کرده بود، ساخته شد و اینکه این کار حدیث نفس آدمی میان ماندن و رفتن است و تصمیمی که در نهایت همه ما باید آن را بگیریم.
وی افزود: سعی کردم تردید و دودلی را در جوان نشان دهم. فضا و لوکیشن های ما هم لامکان بود و پیرمرد هم به نوعی نماد یک انسان پخته بود.
صمدی درباره تاثیرگرفتنش از فیلم «طبیعت بی جان» گفت: من بک گراندی از این فیلم داشتم، چون به هر حال این فیلم هم سکون را نشان می دهد. البته وقتی کار را نوشتم تغییر مدنظرم بود، اما زمانی که به مراحل پایانی رسیدم به این فکر کردم که می توان این اثر را مانند یک شعر دید و برداشت قطعی درباره آن ارائه نداد تا هر فرد در درون خودش آن را درک کند.

روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی


بازگشت