91/09/25

جلسه نقد و بررسی فیلم مستند «سیزده اکتبر 1937» با حضور لوریس چکناواریان برگزار شد چکناواریان: زندگی یک قطره نیست و چون اقیانوسی می ماند

در پنجمین شب برنامه «شب ستاره‌ها» ویژه تحلیل آثار برگزیده ششمین جشنواره بین المللی سینماحقیقت، فیلم‌‌ مستند «13 اکتبر 1937» با حضور لوریس چکناواریان (رهبر ارکستر و آهنگساز ایرانی)، جلیل اکبری صحت (منتقد سینما)، بکتاش آبتین (کارگردان فیلم)، شهنام صفاجو (مجری– کار‌شناس)، برخی از هنرمندان عرصه ادبیات، شعر، موسیقی نظیر استاد شمس لنگرودی و جمع زیادی از علاقمندان سینمای مستند به نمایش درآمد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در ابتدای مراسم شهنام صفاجو پیرامون ساخت «مستند پرتره» و چالش هایی که در این عرصه وجود دارد، اظهار داشت: عموم مستندهای پرتره با مشکلات مشابهی مواجه هستند که از نمونه آن می توان به کمبود منابع آرشیوی لازم، همکاری نکردن سازمان هایی که دارای آرشیوهای غنی هستند، مجذوب شدن کارگردان نسبت به شخص سوژه، عدم تخصیص زمان لازم برای کارگردان توسط سوژه فیلم و... اشاره کرد.

اکبری صحت منتقد سینما هم با بیان اینکه سینمای پرتره نیاز جامعه است، خاطرنشان کرد: این گونه ی سینمای مستند قبل از قضاوت درباره جامعه، داده پردازی کرده و اطلاعات را از جامعه اخذ می کند. یک مستند پرتره مانند دو امدادی است که فیلمساز بعدی باید از میانه راه فیلم قبلی، کار خود را شروع کند.

 

وی ادامه داد: در سینمای پرتره، یک مسئله اجتماعی تبدیل به مسئله عمومی جامعه می شود. سینمای پرتره زیرشاخه های زیادی دارد و همین مسئله باعث می شود که بگوییم هر فیلمی از این دست، مواردی را کم دارد.

این منتقد سینما با اشاره به اینکه شخصیت «لوریس چکناواریان» ابعاد متفاوتی دارد، تصریح کرد: وقتی درباره چهره ای چون چکناواریان صحبت می کنیم، می توانیم از آثار نقاشی وی، دوران کودکی، مهاجرت، فعالیت های اجتماعی، آهنگسازی و بسیاری از ابعاد دیگر زندگی ایشان فیلم بسازیم.

اکبری صحت درباره ساختار فنی این مستند نیز گفت: در تدوین فیلم پرش وجود دارد. ضمن اینکه در فیلم مستند نباید گفته شود که تنها راوی «تو» هستی و باید فکر شده فیلم را پیش برد. از سوی دیگر آبتین مجذوب شخصیت چکناواریان می شود و از همین منظر این مستند ضربه می خورد.

لوریس چکناواریان هم در بخشی از سخنان خود گفت: فیلم مستند «13 اکتبر 1937» قطره ای از زندگی من است، اما زندگی یک قطره نیست و چون اقیانوسی می ماند.

وی ادامه داد: من در خانواده ای مهاجر زندگی کردم و سختی های زیادی کشیدم. زندگی نیمی خنده و نیمی گریه است، اما انسان نباید فراموش کند که هر چه دارد از خداست. همه چیز را خداوند به انسان هدیه می دهد و ما تنها تکنیک ها را یاد می گیریم. هنرمند باید تکنیک ها را بیاموزد تا بتواند از الهاماتش استفاده کند.

این استاد موسیقی با بیان اینکه اگر زندگی را جدی بگیری هیچ چیزی نخواهی داشت، خاطرنشان کرد: باید با مردم بود؛ من دوست دارم با مردم در ارتباط باشم و در محله ای که زندگی می کنم، در رفت و آمد مستقیم با اطرافیانم هستم.

چکناورایان از بکتاش آبتین برای ساخت این مستند تشکر کرد و گفت: خیلی خوشحال هستم که آبتین از بخش های خصوصی زندگی من فیلمبرداری نکرده است و نخواسته به حریم خصوصی من وارد شود.

وی در پاسخ به نقدهای اکبری صحت هم اظهار داشت: تنها خداوند کامل است و هیچ چیز کامل دیگری وجود ندارد. این فیلم هم حتما نقص هایی دارد، اما هیچ وقت نمی توان کاری کرد که نقص نداشته باشد.

بکتاش آبتین کارگردان مستند «13 اکتبر 1937» نیز درباره این فیلم توضیح داد: برخلاف نظر آقای صحت، من اصلا مجذوب شخصیت این مستند پرتره نشدم، چکناواریان شخصیت والایی دارد اما من هم کار خودم را کردم. من درباره ایشان تحقیقات زیادی کردم و از بخش هایی از آنها استفاده کردم چون اگر می خواستم از همه آنها استفاده کنم فیلم از ریتم می افتاد.

وی ادامه داد: من برای ساخت این مستند طرحی داشتم و شخصیت خود چکناواریان و شور و نشاط وی کمک زیادی به من کرد. چکناواریان فرد جسوری است و سعی کردم این جسارت در فیلم مشخص باشد؛ به طور نمونه صحنه ای که وی در مینی بوس پفک می خورد را گذاشتم تا بیانگر این مسئله باشد.

در انتهای این نشست هم جلسه پرسش و پاسخ حضــــار با بکتاش آبتین و لوریس چکناواریان برپا شد. در پایان نیز به رسم یادبود، هدیه‌ای از طرف مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به کارگردان و این استاد موسیقی اهدا شد.

روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

 

 


بازگشت