89/04/15

كاوري: مي‌خواستم فيلمي بسازم كه بتوانم با خانواده‌ام ببينم

سینما تجربی: «احمد كاوري» يكي از دو كارگردان «نفوذي» با بيان اين كه نمي‌خواستم يك فيلم هنري بسازم، گفت: مي‌خواستم فيلمي بسازم كه بتوانم با خانواده خودم ببينم. در واقع احساسم اين است كه مخاطب دوست دارد كه اين فيلم را ببيند، فيلمي كه لحظات تأثير‌گذاري دارد و با تماشاگر ارتباط برقرار مي‌كند.

به گزارش روابط عمومی مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، عصر روز دوشنبه 14 تيرماه 1389 به دنبال نمايش فيلم سينمايي «نفوذي» در كانون فيلم سينماحقيقت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، جلسه گفت‌و‌گو و پرسش و پاسخ با حضور عوامل توليد اين فيلم برگزار شد و از آنان تقدير به عمل آمد.
در اين جلسه كه با حضور حسن عليمرداني (تهيه‌كننده مشترك با آقاي جمال شورجه)، احمد كاوري (نويسنده فيلمنامه و كارگردان مشترك)، مهدي فيوضي (كارگردان مشترك)، داود اميريان (نويسنده فيلمنامه) و شهنام صفاجو (مجري) برگزار شد، ابتدا تهيه‌كننده فيلم «نفوذي» به چگونگي ساخت اين فيلم اشاره كرد و گفت: حدود 2 سال پيش، كتاب حكايت زمستان كه درباره اُسرا بود، بدستمان رسيد و در آن هنگام، از برخي دوستان نويسنده دعوت كرديم تا فيلمنامه‌اي را براي ما تنظيم كنند. از جمله آقايان اميريان، كاوري، سهيلي و سجاده‌چي كه هركدام برداشت خود از اين كتاب را بصورت فيلمنامه براي ما ارسال كردند. نهايتاً پس از مطالعه طرح‌هاي ارسالي، قرعه بنام آقاي داود اميريان افتاد و قرارداد نهايي فيلمنامه با ايشان بسته شد.
وي افزود: وقتي ايشان فيلمنامه اوليه را ارائه داد، قرار شد تا اصلاحاتي در آن انجام پذيرد كه اين قضيه اتفاق افتاد و در مرحله پيش توليد كه كار را به آقايان كاوري و فيوضي ارجاع داديم، دوستان صلاح ديدند تا كمي روي همين فيلمنامه كار كنند و در نهايت فيلمنامه به شكلي درآمد كه امروز آنرا روي پرده ملاحظه كرديد.
عليمرداني در خصوص علت استفاده از دو كارگردان در اين فيلم نيز تصريح كرد: من به تنهايي، با هر يك از اين دوستان، كار كرده بودم و به توانايي آنها ايمان داشتم. لذا ما اصلاً ريسك نكرديم و با آگاهي كامل، اين انتخاب را انجام داديم و از اين بابت، بسيار هم خوشحاليم. ضمن اينكه معمولاً كارگردانانِ اول بيشترين دقت را در انجام كار خود دارند و براي من هم اين يك سبك شده تا فيلم بعدي‌ام را نيز با يك كارگردان اول كار كنم.
در ادامه، احمد كاوري نويسنده فيلمنامه و كارگردان مشترك اين فيلم در توضيحاتي عنوان كرد: خيلي از مشكلات فيلمسازي، ربطي به بيرون از ماجراي فيلمسازي و شخص كارگردان ندارد. يعني افراد، خود باعث مي‌شوند كه يكسري محدوديت‌ها بوجود مي‌آيد. من با جسارت بيشتري توانستم يكسري از جملات آقاي اميريان را با عرضِ معذرت از ايشان، تغيير بدهم. ولي بسياري از اين جملات، در فيلمنامه اصلي بوده است.
وي افزود: در روند توليد فيلم احساس كردم كه كُل شالوده نظام فرهنگي ما، به جزئيات توجهي ندارد و اگر فيلمي سلامتِ خودش را داشته باشد و قصد نداشته باشد تا ذهنيت مردم را به شكلي مسموم كند و حس نااميدي در آن‌ها بوجود آورد و يكسري واقعيات موجود را وارونه جلوه دهد، مشكلي با اصل ماجرا ايجاد نمي‌شود. اصل ماجراي فيلم‌ ما، مورد قبول مردم و مسئولين بود و لذا خيلي به جزئيات توجه نكردم.
كاوري در پاسخ به سوالي پيرامون چگونگي تبرئه شدن نقش اول فيلم (امير جعفري) گفت: اصلاً مهم نيست كاراكتر اول فيلم تبرئه شود يا خير. بحث اين است كه قصه بايد روايت شود و گسستي به خانواده آن شخص بدهد و آن گسست توسط يكسري روايت‌ها، شكل پيدا كرده و به هم پيوند بخورند. شخصيت اول فيلم نفوذي اصلاً كاري نكرده است. براي او تنها يكسري پرونده‌سازي‌ها كردند كه باعث شده تا ذهنيت منفي نسبت به وي ايجاد شود كه در سكانس پاياني، اين ذهنيت‌ها پاك مي‌شود.
وي اضافه كرد: اتفاقاً تلخي كار ما همين است كه با وجود كارهاي خوبي كه كاراكتر امير جعفري از منظر خودش كرده، ولي هيچكس از او دلِ خوشي ندارد. درست مثل يك قهرمانِ منزوي كه بصورت كليشه‌اي و در قالب يك الگو، در خيلي از فيلم‌ها وجود دارد. امروزه تماشاگر سينما با قهرماني كه همه تحويلش مي‌گيرند، ميانه خوبي ندارد. در واقع براي او قهرمانِ منزوي مهم است. كسي كه هيچكس دوستش ندارد، ولي منِ مخاطب، گزينشش مي‌كنم و با او ارتباط برقرار مي‌كنم. يعني گوشه تاريك سينما مي‌نشينم و خودم را يه جوري از جامعه جدا مي‌كنم و با آن آدم ارتباط برقرار مي‌كنم و لذت مي‌برم.
كاوري در پايان گفت: قصد من اصلاً اين نبود كه يك فيلم هنري بسازم. واقعيت اينست كه خواستم فيلمي بسازم كه بتوانم با خانواده خودم ببينم. در واقع احساسم اين است كه مخاطب دوست دارد كه اين فيلم را ببيند. فيلمي كه لحظات تأثير‌گذاري دارد و با تماشاگر، ارتباط برقرار مي‌كند.
در ادامه اين نشست، داود اميريان نويسنده اوليه فيلمنامه نفوذي خطاب به حضار سالن سينماحقيقت عنوان كرد: همانطور كه آقاي عليمرداني توضيح دادند، كتاب حكايت زمستان را براي تبديل به فيلمنامه به بنده دادند كه البته شخصي كه اين خاطرات را بيان كرده، راضي نيست تا نامي از ايشان برده شود. من طرحي نوشتم كه تصويب شد و اين در زماني بود كه برادرم تازه به شهادت رسيده بود و من در حال عجيبي بودم.
وي افزود: من قبلاً در دفتر ادبيات و هنر مقاومت، راجع به اُسرا خيلي تحقيق كرده بودم و بازنويسي خاطراتِ خيلي از آزادگان را انجام داده بودم و حتي آن روزها در كابوس‌هاي خودم هم مي‌ديدم كه اسير شدم. مثل همين صحنه‌هاي فيلم كه كارگردانان محترم، بسيار خوب آنرا در آورده‌اند. البته دوستان اصلاحاتي نسبت به فيلمنامه داشتند كه من انجام دادم تا وارد مرحله توليد شود.
اميريان تصريح كرد: نگاه من، كمي تحت تأثير بازداشتگاه شماره 17 بيلي وايدر هم بود كه دوست داشتم يك نسخه ايراني از اين فيلم را ببينم. حتي در فيلمنامه اوليه، ما صحنه‌هاي جنگ را هم مي‌ديديم كه البته در فيلمي كه آنرا مشاهده كرديد، وجود ندارد.
وي افزود: بايد بگويم كه آقايان كاوري و فيوضي، فيلم را به خوبي درآوردند و آنرا شيرين‌تر كردند. كاراكتر امير جعفري خيلي انتخاب خوبي بود. البته ابتدا من با انتخاب خانم مقانلو مخالف بودم، اما حالا مي‌بينم كه خيلي خوب بازي كرده است. همينطور آقاي هاشم‌پور كه من نقش اول را براي ايشان نوشته بودم. اما وي به دلايلي نخواست اين نقش را بازي كنند تا كار به امير جعفري سپرده شود كه او هم انصافاً به خوبي از پس اين نقش برآمده است.
اميريان سپس به نمايش اين فيلم در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر اشاره كرد و گفت: به نظر من در جشنواره فيلم فجر، به اين فيلم خيلي ظلم شد. چون نفوذي بهترين فيلم جشنواره بود. ضمن اينكه انتخاب فيلم آقاي حاتمي‌كيا طبق قانون جشنواره، يك تخلف بود، چون اين فيلم 6، 7 سال پيش توليد شده بود و در قانون جشنواره فجر آمده كه فيلم‌‌هايي حق شركت در بخش مسابقه را دارند كه در همان سال توليد شده باشند.
وي پيرامون سكانس پاياني فيلمنامه نفوذي نيز تصريح كرد: سكانس پاياني فيلمنامه به گونه‌اي طراحي شده بود كه گويا خود فيلم است. به نظر من، در كار هنري مي‌بايست ايجاز وجود داشته باشد و در ذهن بيننده شكل بگيرد و حلاجي شود تا خود بتواند پاسخ نهايي را بگيرد. من فكر مي‌كنم كه در سكانس پاياني جواب سئوالات داده مي‌شود. هرچند كه آقايان كاوري و فيوضي، تلخيِ فيلمنامه اوليه را گرفته اند.
اميريان در خصوص نام فيلم نفودي و اينكه استفاده از آن، باعث لُو رفتن داستان فيلم مي‌شود نيز تأكيد كرد: هنگام نگارش فيلمنامه، به اين قضيه فكر كرده بودم و به اعتقاد من، نام فيلم جذابيت دارد و پيام فيلم هم در آن مستتر است. ضمن اينكه تا آخر كار هم معلوم نمي‌شود كه نفوذي چه‌كسي است.
در انتهاي اين جلسه، مهدي فيوضي ديگر كارگردان فيلم سينمايي نفوذي به روند شخصيت‌پردازي در اين فيلم اشاره كرد و افزود: در فيلمنامه، شخصيت‌هاي خوبي وجود داشتند تا بتوانند قصه فيلم را پيش ببرند. انتخاب بازيگران هم كار بسيار سختي بود، اما آقاي كاوري با تجربه خوبشان، از پس اين كار برآمدند.
وي تأكيد كرد: تماشاگر با امير جعفري كه شخصيتي مثبت است، همذات‌پنداري كرده و فكر نمي‌كند كه وي نفوذي باشد. در واقع در نگارش ديالوگ‌ها، طوري كار شده تا تماشاگر به وي شك كند.
فيوضي گفت: انتخاب‌ آقاي جعفري با فضاي خاصِ طنز و شيطنت ذاتي ايشان، در محدوده اردوگاه، خوب درآمده است. ضمن اينكه ما در لوكيشن تهران كمي شك داشتيم كه آيا او مي‌تواند روند متضاد شخصيت خود را دربياورد يا خير كه الحمدا... اينچنين شد. ضمن اينكه در خصوص كاراكتر آقاي قاسم زارع هم مخصوصاً ايشان را انتخاب كرديم تا تماشاگر به وي شك نكنند. يعني به شخصيتي كه در تمام فيلم‌هايش، مثبت بوده است. البته نشانه‌هايي هم گذاشته بوديم تا تماشاگر به سمتِ وي برود، ولي در حدِ شك باقي‌ بماند.
به گزارش فارس، در پايان اين مراسم، شفيع آقامحمديان مديرعامل مركز گسترش سينماي مستند وتجربي، لوح تقدير و هدايايي به عوامل توليد فيلم سينمايي «نفوذي» اهدا كرد.

 


بازگشت