قهرمان در مستند لزوماً «فرد استثنایی» نیست/ یادداشت نیما مهدیان
نیما مهدیان کارگردان سینمای مستند، در یادداشتی مولفههای قهرمان در سینمای مستند را توضیح داده است.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، در متنی که نیما مهدیان کارگردان «یک وجب خاک»، «راش» و ... نوشته است آمده:
پیرو انتشار مطلبی به نقل از آنا با تیتر «تصویر زنان در مستند»، ضمن احترام به نگاه نگارنده آن متن، صرفاً برای جلوگیری از تحریف خطرناک عناصر اصلی مستندسازی—که میتواند ناشی از شتابزدگی، بیدقتی یا آگاهی ناکافی باشد و در ذهن دانشجویان و همکاران تازهکار ما به خطاهای راهبردی منجر شود—چند سطر را برای شما و خوانندگان محترم مرقوم میکنم.
۱. قهرمان در مستند لزوماً «فرد استثنایی» نیست
در سینمای داستانی کلاسیک، قهرمان اغلب فردی استثنایی یا دارای توانایی خاص است. اما در سینمای مستند، بهویژه مستند اجتماعی، قهرمان اغلب یک انسان عادی با موقعیت غیرعادی است.
بیل نیکولز، نظریهپرداز مهم مستند، در تعریف شخصیتهای مستند میگوید:
مستندها اغلب به افرادی میپردازند که در زندگی روزمره با نیروهای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی درگیرند و همین درگیری، آنها را به شخصیتهای دراماتیک تبدیل میکند.
یعنی در مستند، درگیری با شرایط واقعی قهرمان میسازد، نه الزاماً ویژگیهای خارقالعاده.
۲. قهرمان رئالیستی؛ اصل بنیادین سینمای مدرن
در نظریههای سینمایی قرن بیستم، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، مفهوم قهرمان تغییر کرد.
آندره بازن درباره سینمای نئورئالیسم ایتالیا مینویسد:
قهرمانان سینمای نوین، مردم عادیاند؛ کارگران، زنان خانهدار، کودکان و بیکاران.
نمونه کلاسیک این نگاه، شخصیت اصلی فیلم
دزد دوچرخه
اثر ویتوریو دسیکا است؛ مردی کاملاً معمولی که تنها داراییاش یک دوچرخه است. او نه قهرمان اسطورهای است، نه چهرهای استثنایی، اما در بستر شرایط اجتماعی به یک قهرمان تراژیک تبدیل میشود.
بنابراین:
تبدیل یک انسان معمولی به مرکز روایت، نه «افراطی» است و نه «اشتباه»، بلکه یکی از اصول مهم سینمای واقعگراست.
۳. قهرمان مستند؛ نماینده یک قشر
در مستندهای اجتماعی، شخصیت مرکزی اغلب نماینده یک طبقه یا وضعیت اجتماعی است، نه یک فرد استثنایی.
جان گریرسون که اصطلاح «مستند» را رواج داد، مستند را اینگونه تعریف میکند:
تفسیر خلاقانه از واقعیت.
در مکتب او، قهرمان مستند کسی است که از دل جامعه برمیآید و حامل معنای اجتماعی است.
نمونههای مشهور:
Hoop Dreams — دو نوجوان بسکتبالیست از طبقه پایین
Salesman از برادران میزلس — فروشندهای معمولی
The Gleaners and I از اگنس واردا — درباره انسانهای حاشیهای
در همه این آثار، شخصیتها «معمولی» هستند، اما بهواسطه شرایط زندگیشان، قهرمانان رئالیستی محسوب میشوند.
۴. نگاه تحقیرآمیز به «انسان معمولی» ضد ماهیت مستند است
اگر کسی بگوید:
پرداختن به یک زن معمولی و تبدیل او به قهرمان، تحریف هویت زنان است
در واقع، این دیدگاه برعکس فلسفه مستندسازی است. زیرا:
مستند، هنر دیدن «عظمت در زندگی عادی» است.
قهرمان مستند، کسی است که در برابر شرایط مقاومت میکند.
بسیاری از بزرگترین مستندهای جهان، درباره افراد کاملاً عادیاند.
فردریک وایزمن که از مهمترین مستندسازان جهان است، میگوید:
درام واقعی، در زندگی روزمره انسانها جریان دارد؛ کافی است با دقت نگاه کنیم.
۵. قهرمان در مستند اجتماعی؛ تعریف عملی
در مستند اجتماعی، قهرمان کسی است که:
با یک وضعیت دشوار روبهروست.
انتخاب اخلاقی یا عملی انجام میدهد.
حامل معنای اجتماعی فراتر از خودش است.
اگر شخصیت زهرا:
مادر است
مسئولیت خانوادگی دارد
شغل روانشناسی دارد
در شرایط سخت تصمیم میگیرد
روحیه و اصول خود را حفظ میکند
این دقیقاً تعریف یک قهرمان رئالیستی مستند است، نه یک شخصیت معمولی بیاهمیت.
۶. جمعبندی استدلالی
بر اساس نظریههای اصلی مستند:
قهرمان مستند میتواند کاملاً عادی باشد. (نیکولز)
سینمای واقعگرا بر قهرمانان روزمره استوار است. (بازن)
شخصیت مستند نماینده یک وضعیت اجتماعی است. (گریرسون)
بنابراین:
تبدیل یک زن خودسرپرست به شخصیت محوری، نه افراطی است و نه تحریف هویت زن؛ بلکه دقیقاً در امتداد سنت اصلی سینمای مستند جهان قرار دارد.