وظیفه مستندساز در شرایط فعلی چیست؟/ یادداشت حامد شکیبانیا

وظیفه مستندساز در شرایط فعلی چیست؟/ یادداشت حامد شکیبانیا

حامد شکیبانیا تهیه‌کننده سینمای مستند در یادداشتی با اشاره به وضعیت این روزهای ایران تاکید کرد: وظیفه مستندساز مثل وظیفه هر کسی که دل در گرو وطن دارد: از هر کاری که از او بر می‌آید فروگذار نکند. هر کاری حتی اگر در خیابانی، لبخندی و خداقوتی باشد که نثار نیروهای جان بر کف حافظ امنیت کند.

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، من مستندسازم و این روزها زیاد از من می‌پرسند: چه می‌کنی؟ چه می‌سازی؟ و اصلا وظیفه مستندساز در این جنگ پر ماجرا چیست؟

من مستندسازم و مثل هر کس دیگری در این شغل در هر اتفاق مهمی که اطرافم رخ می‌دهد به این فکر می‌کنم که چه کاری از دست منِ مستندساز برمی‌آید. نمی‌خواهم کلیشه‌ قدیمی «دوربین مستندساز در این روزهای پر حادثه باید روشن باشد» را تکرار کنم. آنقدر این جمله در اطلاعیه‌های منفعلانه، سوگیرانه و سیاست‌زده برخی «مستندسازانِ بیانیه‌ای» مصرف شده است که با همه درستی‌اش از بازگو کردنش ابا دارم.

مستند محصول زودبازدهی نیست و امکانات و تدارکات بودجه ناچیزی لازم دارد و در نهایت محصول خروجی دقیقا چیزی نیست که همین الان جبهه خودی آنقدر که به کارهای تبلیغاتی یا محتواهای روزنامه‌نگاری بحران نیاز دارد به آن نیاز داشته باشد. اما الان که بگذرد آنچه برای فردا به آن بیش از محتواهای روزنامه‌نگارنه یا تبلیغاتی و هیجانی نیاز است، فیلم مستند است و آنها که کار مستندسازی جنگ یا حوزه‌های اجتماعی را بلدند باید این روزها برای آن روزِ در پیش، توشه بردارند. پس اگر بناست دوربین مستندساز و نه فقط دوربینش، قلمش و هر آنچه برای ثبت و ضبط اسناد این روزها فایده‌ای دارد روشن باشد و کار کند نیاز به اعلام و اعلان نیست. در اغلب اوقات واقعا نیاز به مجوز و دعوت به کار و ارایه پروژه و برآورد مالی هم نیست. آن کس که کارش این است، کارش این است و کارش را انجام می‌دهد با همه موانع و دشواری‌ها و به قدر وسع و توان. از یادداشت کردن حوادث مهم در گوشه دفتری یا ذخیره کردن فیلم‌ها، عکس‌ها و اخبار و تحلیل‌های گوناگون در کنج حافظه‌ای یا ضبط حوادثی که درست روبه‌رویمان و جلوی چشمانمان در حال وقوع است حتی با گوشی تلفنی و دیگر اینکه قرار نیست از هر مستندسازی به صرف اشتغال به این شغل توقع داشته باشیم برای این روزها کاری بکند و مستندی بسازد. دوستانی دارم که مستندهای حیات وحش درجه یکی می‌سازند. کارشان گذران طولانی در دل طبیعت وحشی می‌طلبد و البته بودجه‌ای که حداقل‌های معیشتی گروه و پشتیبانی فنی را پوشش دهد و برایم کاملا قابل درک است که بنا نیست او ناگهان مستندساز بحران شود و در زمینه‌ای که تجربه‌ای ندارد توقع باشد کاری انجام دهد. دوستی مستندهایی درباره شخصیت‌های فلسفی می‌سازد و دوستی دیگر کارش مستندهای ورزشی است با هم که صحبت می‌کنیم همه‌شان به حکم میهن‌دوستی مترصد کاری هستند که به کار این روزها بیاید، اما بیشتر از همدلی و همراهی کاری از پیش نمی‌رود. با یکی حرف می‌زدم، پرسیدم: کاری می‌کنی؟ گفت: نشسته‌ام به تماشای روزگار و دعا برای پیروزی و سربلندی. دوست مستندسازی که کارهایش در حوزه تخصصی میراث فرهنگی و ابنیه باستانی است، پیام داده اگر جنگ زمینی باشد من سربازی رفته‌ام و ترجیح می‌دهم اسلحه به دست بگیرم و از میهنم دفاع کنم تا اینکه بنشینم گوشه‌ای و نظاره کنم.

عرضم همین است که توقع نیست همه مستندسازان در زمانه بحران و جنگ بتوانند کاری در حوزه مستند بکنند اما دیده‌ام که تقریبا همه‌شان مدام در فکرند که چه کار می‌توانند بکنند. انگار همین که بلدند با دوربین کار بکنند و بلدند قصه‌های واقعی را کشف و روایت کنند مسوولیتی برایشان می‌آورد. در جنگ تحمیلی دوازده روزه یکی از دوستان تهیه‌کننده‌ام دفترش را دربست در اختیار چند گروه تولیدی گذاشت که به خاطر حمله کثیف دشمن به ساختمان شیشه‌ای تلویزیون بدون جا شده بودند. یکی زنگ زد و گفت دنبال مجوزی است که بتواند دوربینش را بردارد و در شهر فیلم بگیرد. گفتم: چه فیلمی می‌خواهی بگیری؟ نمی‌دانست. فقط می‌خواست برود در دل حادثه و موضوعش را پیدا کند، بلکه دینش را ادا کرده باشد.

با این حال ممکن است بسیاری از ما به عنوان مستندسازی که برای بحران و جنگ تربیت نشده و سوژه‌هایی که می‌شناسد و روایتشان را بلد است در این روز واقعه اولویتی نداشته باشد، به حکم ایرانی بودن و وطن‌دوستی دست به کاری بزنیم. از کارهای ساده مثل تولید محتواهای معمولی در شبکه‌های اجتماعی محدودی که در دسترس است تا رفتن به تجمعات میهنی یا ابراز همدلی با دوستان و آشنایان یا همدردی با قربانیان و گرفتار حتی شده با ارسال چند پیامک ساده.  دوست صداگذاری دوربین کوچکی جور کرده و از خیابان‌ها و مردم و احوالشان فیلم می‌گیرد. اسنادی که از چند ماه بعد تا همیشه تاریخ این کشور کیمیایی دیدنی خواهند بود. دوست دیگری تازه از کانادا برگشته و هر روز تماس می‌گیرد و مشاهداتش و آنچه با دوربین موبایلش ضبط کرده را برایم توضیح می‌دهد. یکی یک سایت راه انداخته و برای محکومیت جنایت کشتار  دانش‌آموزان میناب امضا جمع می‌کند.

هر کس کاری را که از عهده‌اش بر می‌آید، انجام می‌دهد حالا مستند باشد و در راستای تخصصش که چه بهتر و گرنه هر کار دیگری که پیش بیاید.  در آخر اگر باز بپرسی بالاخره وظیفه مستندساز در این جنگ پر ماجرا چیست؟ خواهم گفت مثل وظیفه هر کسی که دل در گرو وطن دارد: از هر کاری که از او بر می‌آید فروگذار نکند. هر کاری حتی اگر در خیابانی، لبخندی و خداقوتی باشد که نثار نیروهای جان بر کف حافظ امنیت کند.

به قول قائم مقام فراهانی؛ باید پای این میهن ایستاد چه به نام و چه به ننگ.
خداوند کشورم را از شر بدخواهان و دشمنان حفظ کند و به امید پیروزی و سربلندی ایران.
سحرگاه روز چهاردهم جنگ رمضان

منبع: سینمااعتماد