حرفه: خبرنگار/ یادداشت یک مستندساز درباره خبرنگاری
خبرنگاری یعنی جستجوی واقعیت از دل یک حادثه یا بحران، یا کشف یک شخصیت ویژه، در این نقطه است که خبرنگاری با سینمای مستند به پیوند مشترک میرسد.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، امیرهادی ملک اسماعیلی: عنوان این یادداشت را دقیق از روی یک فیلم معروف بر داشتم تا توضیح دهم که چقدر فیلم داستانی و مستند مدیون کار، جستجو و نوشتن خبرنگار است. نمیدانم لغت خبرنگار از چه زمانی آمد و جانشین فرنگی رژیستور در ایران شد . اما حدس می زنم خبرنگار لغت ترکیبی است از خبر و بعد نگارش است. تمایل تمام لغات و جملات فارسی برای ساده شدن است، از همان ابتدا ش حذف شد. این جا تمرکز من روی خبرنگار فعال در روزنامه و خبرگزاری ها است. یعنی فردی ماموریت می گیرد یا صرف کنجکاوری می رود از محل حادثه گزارش تهیه میکند یا سوژه را میبیند و او را پیگیری میکند. به عنوان مستندساز تاکید دارم که با امانت کامل و البته با کمترین دخالت عاطفی یا هدایت، باید موضوع را کامل و بدون نقص نگارش و منتشر کند.
ین کامل بودن متن نگارش می تواند همراه مصاحبه در بیشتر موارد یا نقل قول افراد که به نوعی درگیر ماجرا هستند، باشد.خبرنگار معمولا وقتی حاضر است که این ماجرا به نقطه دردناک حسی و عقلی رسیده باشد. این خبرنگار است که به ما یعنی خوانندگان گزارش میدهد، جهت میدهد تا موضوع را ببینیم و نسبت به آن حساس باشیم.
در هنرهای دراماتیک مثل فیلم واقعا لازم نیست که کارگردان یا نویسنده جز به جز و درست آنکه روی داده است را به مخاطب نشان دهد. حتما این جا عواطف انسانی و دیدگاه هنرمند است که خبری که خبرنگار نوشته است را گزینش و برجسته می کند. این گزینش و بزرگنمایی حتما در کار خبرنگار نیست. اصلا وظیفه او نیست که حس یا جهان بینی اش را در روایت دخیل کند، او باید به واقعیت وفادار بماند تا ریشه هر حادثه واکاوی شود. او امانتدار بی چون و چرای واقعیت عریان است.
بسیاری فیلمها بوده که گزارش یک خبرنگار یا متن او را تصویر کردهاند. نمونه معروف و موفق «حرفه: خبرنگار» است، به جز آنتونیونی، در فیلمهای هیچکاک هم خبرنگار جستجوگر منبع الهام بوده است، در فیلم مستند که پایه اول آن اطلاعات است، اطلاعات وابسته به خبر است. این خبر می تواند متن خبرنگار باشد که قبلا در روزنامه چاپ شده است، فیلمسازان بسیاری ایده مستندشان را از خواندن یک خبر گرفتهاند.
در فیلم درخشان «اون شب که بارون اومد» تلاش فیلمساز برای پیگیری یک خبر مهم است، کارگردان بازیگوش و طنازانه با این موضوع برخورد میکند، شما اگر این ویژگی را از فیلم برداری، چیزی نمی ماند و تماشاگر گنگ فیلم را میبیند و درک درستی از فیلم نمی تواند داشته باشد. فیلمساز مستند لازم نیست زحمت تهیه خبر را به خود بدهد آن هم با دقتی که خبرنگار خوب این کار را انجام میدهد. بلکه باید خواننده پیگیر و دقیقی باشد و خوب گزینش کند. مستند اتکا و الزام به روایت دقیق خبر دارد، این می تواند مستقیم مثل «اون شب که بارون اومد» یا غیر مستقیم باشد.
این تاکید دوباره در پایان این یادداشت که به احترام خبرنگاران نوشته شده، بیمورد نیست که هنوز آرشیو کارهای خبرنگاران در تاریخ معاصر وجود ندارد، میتوان بعضی روزنامه ها را یافت یا خبرهای مهم را جستجو کرد، اما آنچه خبرنگاران و روزنامه نگاران در صد سال اخیر انجام داده اند، گم شده است.