چهارشنبه 25 شهريور 1405   |   اخبار مرکز ، مستند    |   

جشنواره‌ای که فیلمسازها را بهم می‌رساند/ گزارش خبرگزاری میزان

جشنواره‌ای که فیلمسازها را بهم می‌رساند/ گزارش خبرگزاری میزان

جشنواره «سینماحقیقت» برای بسیاری از مستندسازان، تنها فرصتی برای نمایش و تماشای فیلم نیست؛ بخشی از مسیر حرفه‌ای آن‌ها در همین رویداد شکل گرفته است؛ از آشنایی با سینمای مستند ایران و جهان و شرکت در کارگاه‌ها تا پیدا کردن دوستان و همکارانی که بعدها در شکل‌گیری آثار تازه نقش داشته‌اند.

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، مسعود زارعیان و محبوبه زارعی در روایت خاطرات خود از جشنواره «سینماحقیقت»، از فیلم‌ها، آدم‌ها و تجربه‌هایی گفتند که این جشنواره را برایشان به بخشی از مسیر فیلمسازی تبدیل کرده است. 

سینماحقیقت؛ جایی برای دیدن فیلم‌ها و آدم‌ها

جشنواره «سینماحقیقت» در سال‌های فعالیت خود برای بسیاری از مستندسازان تنها محل نمایش فیلم نبوده است؛ بخشی از مسیر حرفه‌ای آن‌ها در همین جشنواره شکل گرفته؛ از نخستین تجربه‌های حضور و آشنایی با سینمای مستند ایران و جهان گرفته تا پیدا کردن دوستان، شکل‌گیری همکاری‌های سینمایی و تجربه لحظه‌هایی که گاه از خود فیلم و جایزه ماندگارتر شده‌اند. روایت‌های مسعود زارعیان و محبوبه زارعی از حضور در این جشنواره، تصویری از همین تجربه مشترک ارائه می‌کند. 

از تماشای فیلم‌ها تا پیدا کردن مسیر

مسعود زارعیان، مستندساز، جشنواره «سینماحقیقت» را همزمان با سال‌های آغاز فعالیت جدی خود در سینمای مستند به یاد می‌آورد. او گفت: جشنواره سینمای حقیقت تقریباً همزمان با سال‌هایی تأسیس و افتتاح شد که من سینمای مستند را شروع کرده بودم و به‌صورت جدی به فیلمسازی مستند روی آورده بودم. از دوره سوم جشنواره، آن را به‌صورت جدی رصد می‌کردم و حضور داشتم. 

زارعیان که در همان سال‌ها برگزاری یک جشنواره سراسری در مشهد با موضوع مفاهیم عاشورایی را نیز آغاز کرده بود، ادامه داد: برای من جالب بود که یک جشنواره دیگر هم در تهران وجود دارد که موضوع آن کلی است و تمام سینمای مستند را شامل می‌شود. به واسطه همان جشنواره‌ای که در مشهد برگزار می‌کردم، جشنواره‌ها را رصد می‌کردم و «سینماحقیقت» برای من اهمیت ویژه‌ای داشت. »

نخستین حضور رسمی او در جشنواره به دوره هشتم بازمی‌گردد؛ جایی که با مستند کوتاه «ایمان» در دو بخش اصلی و آوینی حضور داشت. خودش درباره آن تجربه گفت: اولین حضورم دوره هشتم بود، با فیلم مستند کوتاه «ایمان» که در دو بخش اصلی و بخش آوینی حضور داشت. سال ۱۳۹۳ بود و حضور در جشنواره برای من تجربه جذابی بود. 

او بخش مهمی از این تجربه را به کارگاه‌ها و ارتباط با دیگر فیلمسازان مربوط دانست: جشنواره موجب شده بود که خیلی از دوستان خوبم را آنجا پیدا کنم. به واسطه حضور در کارگاه‌ها، فیلمسازان و مهمانان خارجی نیز حضور داشتند که این رفت‌وآمدها برای من بسیار ارزشمند بود. آقای اوانسون از شبکه مستند اروپا آمده بودند و ما در آن کارگاه ایده‌هایمان را ارائه کردیم و برای نخستین بار تجربه پیچینگ را داشتیم. 

زارعیان اضافه کرد: در آن دوره، مهدی باقری، هادی آفریده، مهدی گنجی و دوستان دیگر حضور داشتند و ما در کارگاه ایده‌هایمان را ارائه کردیم. حضور در جشنواره، اکران فیلم، شرکت در کارگاه‌ها، دیدار با مهمانان خارجی و پیدا کردن دوستان و هم‌صنفان ایرانی، برای من دستاوردهای تجربی و دانشی زیادی داشت. 

از نگاه او، اهمیت جشنواره در آن سال‌ها تا حد زیادی به امکان دسترسی فیلمسازان جوان به آثار، منابع و تجربه‌های تازه برمی‌گشت، در این‌باره توضیح داد: جشنواره سینماحقیقت مهم‌ترین برندی بود که آن سال‌ها به‌صورت تخصصی در حوزه سینمای مستند فعالیت می‌کرد و حضور در این جشنواره تخصصی برای من بسیار ارزشمند بود. پیش از آن، تجربه ما بیشتر به جشنواره فجر محدود می‌شد و وقتی این جشنواره شکل گرفت، اتفاق بسیار خوبی برای ماهایی بود که نه منبع درستی داشتیم و نه دسترسی زیادی به فیلم‌ها. 

او ادامه داد: اکران فیلم‌های مستند در این جشنواره فرصت ارزشمندی بود تا بتوانیم ماحصل فیلم‌های ساخته‌شده در یک سال را ببینیم و از آن‌ها چیزهای زیادی یاد بگیریم. آن سال‌ها دسترسی به منابع، کتاب‌های ترجمه و تالیفی و حتی اساتید محدود بود، به‌خصوص برای من که در مشهد بودم. 

به گفته زارعیان، این مواجهه صرفا به تماشای فیلم محدود نمی‌شد؛ او در این خصوص بیان کرد: حضور در «سینماحقیقت» فرصت مغتنمی برای آموختن، دیدن فیلمسازان مستند و دیدن فیلم‌های خوب بود. این اتفاق کمک می‌کرد تفاوت سینمای مستند و داستانی را بهتر بشناسیم، با فرم‌های مختلف و شیوه‌های گوناگون روایت آشنا شویم و پیشکسوتانی را ببینیم که سال‌ها در این حوزه فعالیت کرده بودند. 

این مستندساز حضور فیلمسازان خارجی را نیز بخشی از همین تجربه دانست و گفت: حضور فیلمسازان خارجی نیز اتفاق بسیار خوبی بود. همه اینها باعث می‌شد هم با فضای سینمای مستند ایران آشنا شویم و هم فضای سینمای مستند جهان را ببینیم و در این مقایسه بتوانیم مسیر خودمان را بهتر پیدا کنیم؛ اینکه چه سوژه‌هایی را در اولویت قرار دهیم و با چه فرمی سراغ آن‌ها برویم. 

جشنواره‌ای که آدم‌ها را به هم می‌رساند

در کنار فیلم‌ها و کارگاه‌ها، بخش دیگری از خاطرات این مستندساز به آدم‌هایی مربوط است که در جشنواره با آن‌ها آشنا شده و این آشنایی‌ها بعدها به دوستی و حتی تولید اثر منجر شده است. 

زارعیان در این‌باره بیان کرد: جشنواره سینمای حقیقت تنها محل و محفلی است که بچه‌های متخصص حوزه سینمای مستند یکدیگر را می‌بینند، پیدا می‌کنند، درباره فیلم‌ها حرف می‌زنند، به تبادل اطلاعات می‌پردازند و به نوعی هم‌افزایی می‌کنند. در این گعده‌های سینمایی، چیزهای زیادی یاد می‌گیرند و دیدارها تازه می‌شود. 

او یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این اتفاق را آشنایی با محسن استادعلی دانست و گفت: در دوره هشتم، سال ۱۳۹۳، با محسن استادعلی آشنا شدم؛ چون هم او فیلم داشت و هم من فیلم داشتم. او هم یک سوژه طلبه داشت و سوژه من هم طلبه بود و همین نقطه اشتراک باعث شد رفاقتمان شکل بگیرد. 

این آشنایی به گفته او، به مرور از یک دیدار جشنواره‌ای فراتر رفت؛ او ادامه داد: این رفاقت به‌مرور محکم‌تر شد و به نمایش فیلم‌های محسن در مشهد و بعد به تبادل نظر و ایده رسید. ایده «خسوف» از طرف من به محسن پیشنهاد شد و او از آن استقبال کرد و ما توانستیم این فیلم را بسازیم. 

زارعیان این همکاری را یکی از شیرین‌ترین خاطرات خود از جشنواره دانست و گفت: فیلم «خسوف» در جشنواره حضور داشت و فکر می‌کنم در شش یا هفت بخش نامزد شد و در نهایت جایزه بهترین کارگردانی را گرفت. رفاقتی که در سینماحقیقت شکل گرفت و در سینماحقیقت هم به ثمر نشست، برای من بسیار ارزشمند است و یکی از شیرین‌ترین خاطرات من از جشنواره محسوب می‌شود. 

از «خسوف» تا «غیرمسکونی» 

بخش دیگری از تجربه زارعیان در سینماحقیقت به حضور فیلم‌های «خسوف» و «غیرمسکونی» و واکنش مخاطبان و داوران جشنواره مربوط می‌شود. 

او گفت: قبل از دوره شانزدهم، در دوره سیزدهم با فیلم «خسوف» و با محسن استادعلی در جشنواره حضور داشتیم و جایزه هم گرفتیم. برای اولین بار بود که یک جایزه می‌گرفتم و آن فیلم درباره خودم و زندگی‌ام بود. 

به گفته او، حضور خانواده نیز در این فیلم و واکنش‌هایی که پس از نمایش آن شکل گرفت، بخشی از تجربه‌اش بود: در آن فیلم همسرم نیز حضور داشت و بازخوردهای بسیار متعدد و متنوعی گرفتیم. بعد در دوره شانزدهم، فیلم «غیرمسکونی» نمایش خیلی خوبی داشت و بازخوردهای خوبی گرفت و در نهایت جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد. 

زارعیان درباره خاطره اختتامیه دوره شانزدهم گفت: چون مخاطب در دوره سیزدهم با من و خانواده‌ام آشنا شده بود، می‌خواستم ارجاعی به آن قصه بدهم. فشار زیادی روی من و خانواده‌ام بود و این فشار باعث شد در اختتامیه ناخودآگاه تصمیم بگیرم جایزه را به همسرم تقدیم کنم. 

او ادامه داد: آن لحظه و اتفاق‌هابی که بعد از آن افتاد، مجموعه خاطره شیرین و جذابی را برای ما رقم زد. فارغ از همه اتفاقات، رسیدن به فیلم «غیرمسکونی» و تایید آن از سوی سینماحقیقت و داوران جشنواره برای من بسیار جذاب و شیرین بود. به فیلمی رسیده بودم که خودم همه‌جوره دوستش داشتم؛ هم به لحاظ روایت قرص و محکم بود، هم به لحاظ سوژه، کشش و جذابیت و اینکه دغدغه‌مند و مسئله‌محور بود. 

آنچه پشت یک فیلم دیده نمی‌شود

محبوبه زارعی، نویسنده و پژوهشگر، نیز بخشی از تجربه خود از سینماحقیقت را به مسیری اختصاص داد که پشت ساخت یک اثر مستند طی می‌شود؛ مسیری که در زمان نمایش فیلم، بخش زیادی از آن برای مخاطب دیده نمی‌شود. 

او بعد از نمایش «چمدان آبی» به واکنش دوستان فیلمساز و منتقدان اشاره کرد و گفت: بعد از پخش فیلم «چمدان آبی» از دوستان فیلمساز و منتقد، هر کس را که دیدم از کار تعریف کرد. منتقدی با تاکید، از پژوهش خوب کار گفت و من به تمام ساعت‌هایی فکر کردم که در مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کتابخانه ملی، مرکز اسناد کتابخانه ملی، دادگاه انقلاب، دادسرا، محله حسن‌آباد زرگنده، خانه بهزاد، موزه سعدآباد، ابن‌بابویه و صفحات فیس‌بوک و یوتیوب گذرانده بودم. 

زارعی ادامه داد: از اینکه سینماحقیقت فقط محل نمایش فیلم نبوده و بخشی از مسیر کاری و حرفه‌ای مستندسازان را شکل داده، احساس خوبی دارم. زمانی که به عنوان کاندید در جشنواره حضور داشتم، سال مهمی از زندگی‌ام را سپری کردم. البته دوره‌ای برای پژوهش فقط کاندید شدم و جایزه نویسندگی را گرفتم. 

او بخش دیگری از این تجربه را آشنایی با آثار هنری و صاحبان آن‌ها دانست و گفت: با آثار هنری و صاحبان آثار آشنا شدم که خیلی ارزشمند بود. 

سینمای مستند؛ تجربه‌ای که به زندگی گره می‌خورد

تجربه محبوبه زارعی از تولید مستند، در عین حال تصویری از بخش کمتر دیده‌شده زندگی فیلمسازان ارائه می‌کند؛ بخشی که گاهی جشنواره و مخاطب فقط نتیجه نهایی آن را روی پرده می‌بیند. 

او گفت: در مستندسازی، عشق و انگیزه حرف اول و آخر را می‌زند. وقتی همسرم، سید عبدالستار کاکایی، فیلم می‌سازند، همه زندگی ما در خدمت فیلم قرار می‌گیرد. من نیز گاهی نویسنده و محقق می‌شوم، گاهی دستیار دو، سه و…. 

این بخش از روایت او با یکی از خاطراتش از اختتامیه جشنواره پیوند می‌خورد؛ خاطره‌ای که به تعبیر او نشان می‌دهد پشت یک جایزه و موفقیت روی صحنه، گاهی یک مسیر طولانی و مشترک خانوادگی قرار دارد. 

زارعی گفت: در یکی از سال‌ها در اختتامیه آقایی روی سن رفت تا جایزه‌اش را دریافت کند، روی سن از سختی کار گفت و از خانم خود تشکر کرد. و خانمی که کنار من نشسته بود، از لحظه‌ای که همسرش از روی صندلی بلند شد تا وقتی برگشت، نجیبانه اشک ریخت. 

از یک عکس جشنواره‌ای تا خاطره دیده‌شدن

برای زارعیان نیز یکی از ماندگارترین خاطرات سینماحقیقت نه صرفا به نمایش یک فیلم یا دریافت جایزه، بلکه به تصویری از حضور او در میان دیگر فیلمسازان بازمی‌گردد. 

او گفت: همیشه فیلمساز دوست دارد بر کارنامه و تلاش‌هایش یک مهر تایید بخورد. آن دوره اولین دوره‌ای بود که به معنای واقعی من دیده شدم؛ فیلمسازی و تلاش‌های من به نوعی دیده شد. جالب بود که آن فیلمی که در جشنواره پذیرفته شد، درباره خودم بود؛ پرتره‌ای از فردی که بین مسیر طلبگی و فیلمسازی گیر کرده و دچار تحیر و تردید است. 

زارعیان ادامه داد: آن سال برای من بسیار جذاب بود. عکس پایانی جشنواره که روی نشریه جشنواره هم چاپ شد، عکس دسته‌جمعی برگزیدگان بود. اینکه در کنار مستندسازان خوب، ایستادیم و آن عکس را گرفتیم، یکی از تصاویر به‌یادماندنی است که همچنان برای من جذاب است. 

روایت این دو مستندساز از «سینماحقیقت» در نهایت به تجربه‌ای مشترک می‌رسد؛ جشنواره برای آن‌ها تنها نقطه پایان مسیر تولید یک فیلم نیست؛ بخشی از خود مسیر است؛ جایی برای دیدن و آموختن، پیدا کردن آدم‌ها و ایده‌ها، شکل گرفتن همکاری‌ها و ثبت خاطراتی که گاه سال‌ها بعد، همچنان با دیدن یک عکس، شنیدن یک تشویق یا به یاد آوردن ساعت‌های پشت صحنه یک فیلم زنده می‌شوند. درنظر محبوبه زارعی و مسعود زارعیان، جشنواره «سینماحقیقت» درکنار تخصصی و حرفه‌ای بودن آن، جایی است که انگیزه‌ها تبدیل به ایده، ایده‌ها تبدیل به اثر و آثار به تجربه و خاطره فیلمسازان و مخاطبان تبدیل می‌شود. 


بیستمین جشنواره «سینماحقیقت» آذرماه ۱۴۰۵ با دبیری محمد حمیدی مقدم برگزار می‌شود.

منبع: خبرگزاری میزان