از توجه مردم کرمان به «جنگل قائم» تا تولد یک فیلم در گورستان
دو رخداد در سینمای مستند ایران، نشان داد بارقههایی از امید و نوآوری در تولید فیلم یا نمایش آثار وجود دارد که میتواند پیوند تماشاگر با سینمای مستند را تقویت کند.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، محمد حیدری پور کارشناس توزیع و پخش فیلم: در هفتهای که گذشت دو رخداد در سینمای مستند ایران، نشان داد بارقههایی از امید و نوآوری در تولید فیلم یا نمایش آثار وجود دارد که میتواند پیوند تماشاگر با سینمای مستند را تقویت کند و آن را از حلقههای خاص بیرون بیاورد.
در کرمان، در مراسمی ویژه که به همت کارآفرینان شهر برگزار شده بود، مردم این شهر تاریخی در یک سالن 600 نفره مملو از تماشاگر به دیدن «جنگل قائم» نشستند، فیلم حامد سعادت درباره تاریخ کرمان است، زمانی که مردم شهر تصمیم گرفتند بر یک بحران محیط زیستی فایق آیند و این پیروزی جمعی به بخشی از تاریخ و هویت کرمان گره خورد. نمایش آثاری از این دست، در شهری که موضوع فیلم درباره آن است، یک رخداد مبارک است، و وقتی پای مردم به میان می آید و آنها مخاطب اثر هنری می شوند، فیلم از حلقه خاص مدیران، جشنوارهها و منتقدان خارج شده و به دست مخاطب اصلی خود «مردم» رسیده است. بخشی از وظیفه سینمای مستند پاسداشت یادبودها و تاریخ و خاطره هاست و «جنگل قائم» این کار را انجام میدهد، رویارویی مخاطب با این فیلم، در شرایطی که «جنگل قائم» هنوز فیلمی تازه است، اتفاقی جذاب برای مردمی است که نیاکانشان بخشی از این فیلم هستند.
همراهی مدیران شهری با فیلمساز برای نمایش «جنگل قائم» (تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی) قابل توجه است و میتواند الگویی برای همه مدیران استانی باشد که بسیاری از مستندهای مربوط به منطقه و اقلیمشان بدون توجه آنها و با بیمهری تمام یا به آرشیو سپرده شده یا رنگ پرده را ندیدهاند. این گونه نمایشها در طولانی مدت میتواند امکان ساخت مستند خارج از کلانشهرها با موضوعهای بومی را توسعه ببخشد، اتفاقی استراتژیک برای ایران امروز که بخشی از تهدیدهای جدی درباره آن «هویتی» و «تاریخی» است.
خاطرات آمنه و تلاش برای روایت یک بحران
حبیب احمدزاده سینماگر خاصی است، فیلمساز و نویسندهای که معمولا سعی می کند دغدغههای خود و مردم را روایت کند و با پایمردی میکوشد این دغدغه ها به گوش مدیران برساند. فیلم «خون طلایی آمنه» که یکشنبه پنجم مهرماه در قالب برنامه «یک روز با مستند» نمایش داده شد، موضوعی تلخ دارد. احمدزاده در گورستان و بر مزار پدرش با ماجرای مرگ آمنه جوان، دختر بوشهری روبرو می شود و ابتدا نه برای ساخت فیلم که برای کمک به خانواده سوگوار، چند گام برمی دارد اما ماجرای تراژیک سرنوشت دختر جوان، او را برای ساخت فیلمی اجتماعی، ترغیب کرده و «خون طلایی آمنه» متولد میشود. مدیران سازمان انتقال خون، اوایل مخالف ساخت فیلم هستند، احمدزاده عقب نشینی نمی کند و دست آخر، فیلم ساخته شده و معضلی ملی، ثبت میشود. «خون طلایی آمنه» فیلمی است که علاوه بر روایت یک موضوع مهم، تاثیرگذاری داشته و توانسته بخشی از فرایندهای غلط در سازمان انتقال خون را تصحیح و مدیران را متوجه نکاتی کند که مغفول مانده است. در شرایطی که سینمای داستانی مدتهاست، به دام سرگرمی افتاده و کمتر می توان سراغ حرف جدی در فیلم های روی پرده گرفت؛ سینمای مستند هنوز و همچنان در کنار مردم و ایران، راوی و ناظر و اصلاحگر است.
منبع: حالا مستند