سوژه‌سوزی؛ آسیب بزرگ سینمای مستند ایران/ یادداشت علیرضا سعیدی کیاسری

سوژه‌سوزی؛ آسیب بزرگ سینمای مستند ایران/ یادداشت علیرضا سعیدی کیاسری

سوژه‌های ناب در سینمای مستند همیشه فرصت تکرار ندارند؛ اما گاهی آنچه این فرصت‌های استثنایی را می‌سوزاند، نه دشواری دسترسی به واقعیت، بلکه شتاب‌زدگی فیلمساز در آغاز تولید، بدون پژوهش کافی و نقشه‌ای روشن برای تبدیل سوژه به یک اثر سینمایی است. آسیبی که می‌توان آن را سوژه‌سوزی نامید.

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، علیرضا سعیدی کیاسری: در سینمای مستند، گاهی فاجعه نه در فقدان سوژه، بلکه ناتوانی برای بهره‌برداری سینمایی از آن است. سوژه‌ای ناب با ظرفیت‌های انسانی، اجتماعی و دراماتیک، در فرایند تولیدی شتاب‌زده و بی‌برنامه، به اثری کم‌جان و فراموش‌شدنی تبدیل می‌شود. این همان سوژه‌سوزی است. آسیب بزرگی که گاه فرصت بازگشت به یک واقعیت منحصربه‌فرد را نیز از بین می‌برد.

دسترسی به یک شخصیت استثنایی، رویدادی تاریخی یا مسئله‌ای کمتر دیده‌شده، الزاماً به معنای کشف یک فیلم نیست. مستند برای عبور از ثبت صرف واقعیت، به پژوهش، شناخت شخصیت‌ها، کشف تعارض‌ها و طراحی مسیر روایت نیاز دارد. بدون این مقدمات، دوربین به ثبت‌کننده موقعیت‌هایی پراکنده تبدیل می‌شود که ممکن است تک پلانهایی جذاب داشته باشد، اما در کنار یکدیگر انسجام دراماتیک ندارند.

بدون تردید همه مستندسازان می‌دانند یکی از خطاهای رایج در فرآیند مستندسازی، واگذاری مسئولیت ساختاردهی فیلم به مرحله تدوین است. البته تدوین می‌تواند از میان تصاویر موجود ضبط شده، روایتی تازه کشف کند؛ اما قادر نیست موقعیتی که ثبت نشده، رابطه‌ای که شکل نگرفته یا لحظه‌ای که از دست رفته را احیا کند.

در این میان، خطر سوژه‌سوزی در مواجهه با واقعیت‌های تکرارناپذیر جدی‌تر است. برای مثال، شخصیتی که یک‌بار به دوربین اعتماد کرده یا جامعه‌ای ملتهب در مواجهه با رویدادی تاریخی را در نظر بگیرید، در چنین شرایطی، شتاب‌زدگی در ساخت مستند، نه‌فقط کیفیت فیلم، بلکه امکان ساخت اثری عمیق‌ و ماندگار که سندیت قابل ارجاع داشته باشد را نیز قربانی خود می‌کند.

به اعتقاد نگارنده‌ی این یادداشت، محدودیت بودجه و کمبود زمان، صرفأ توجیهی برای بی‌برنامگی به شمار می‌رود. اتفاقاً هرچه منابع محدودتر باشند، پژوهش هدفمند، اولویت‌بندی موقعیت‌ها و طراحی نقشه تولید ضرورت بیشتری پیدا می‌کنند. آن‌چه مسلم است، سرعت تولید با شتاب‌زدگی در ساخت مستند، تفاوت ریشه‌ای دارند. سرعت تولید حاصل تصمیم‌گیری دقیق است و شتابزدگی نیز اغلب هزینه‌های خود را در تدوین و کیفیت نهایی آشکار می‌کند.

البته برنامه‌ریزی نباید به تحمیل طرحی بسته بر محور واقعیت منجر شود. نقشه تولید حرفه‌ای، نه فقط مسیری منعطف برای کشف پیش‌بینی‌ناپذیری‌های سوژه، بلکه ابزاری برای مهار آن است.

با توجه به موارد طرح شده، در سینمای مستند، گاهی بزرگ‌ترین خسارت، فیلم بدی نیست که ساخته می‌شود بلکه فیلم ارزشمندی است که می‌توانست ساخته شود، اما تعجیل در تولید، امکان آن را از بین برده است.

منبع: حالا مستند