مستندسازی بدون جانبداری/ می‌خواهیم صدایمان به جوان‌ها برسد

مستندسازی بدون جانبداری/ می‌خواهیم صدایمان به جوان‌ها برسد

یکی از کارگردانان مستند «فاطمی» می‌گوید اهمیت شخصیت دکتر فاطمی و تلاش او برای ملی شدن صنعت نفت انگیزه‌ای بوده تا این فیلم را بسازد.

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، مریم عظیمی _ مستند سینمایی «فاطمی» به زندگی و مبارزات سیاسی دکتر حسین فاطمی از چهره‌های مطرح سیاست ایران در دهه۲۰ و ۳۰ می‌پردازد و با رویکردی جدید، روندی که در نهایت به اعدام شدن دکتر فاطمی منجر شد را در بعد اجتماعی و ملی مورد بررسی قرار می‌دهد. این فیلم مستند با کارگردانی مشترک امیر حسین سیاح و فرشاد عسگری کیا ساخته شده و این روزها در سینماهای هنر و تجربه در حال اکران است. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با امیر حسین سیاح، کارگردان این مستند را می‌خوانید.

همواره دیدگاه‌های مختلف و به نوعی نگاهی دو سویه بر کارنامه سیاسی دکتر فاطمی، همینطور دوران خاصی که ایشان و دکتر مصدق در عرصه سیاست ایران به فعالیت مشغول بودند، وجود داشته است. اما چه شد که شما تصمیم گرفتید به این سوژه بپردازید؟

در حقیقت برای ما جدای از دوره‌ای که آقای مصدق به عنوان نخست‌وزیر فعالیت کردند، خودِ دکتر فاطمی اهمیت ویژه‌ای داشت. ایشان شخصیتی بود که خدمات ارزنده و گسترده‌ای به ایران ارائه کرد، اما متأسفانه مردم ما، به‌ویژه نسل جوان، چندان او را نمی‌شناسند، به همین دلیل سراغ دکتر فاطمی رفتیم که یکی از ایده‌ پردازهای اصلی ملی شدن صنعت نفت بود، جبهه ملی ایران را پایه‌گذاری کرد و نقش پیگیری در خروج حزب دموکرات از آذربایجان داشتند البته خدمات دیگری نیز داشتند که چندان آشکار نبود. بر همین اساس، ما فکر کردیم که دکتر فاطمی به عنوان یک قهرمان ملی باید بیش از پیش در میان جوانان شناخته شود و به همین دلیل به این موضوع پرداختیم.

فرآیند تحقیقاتی در ارتباط با دکتر فاطمی چگونه انجام شد؟ به چه اطلاعاتی دسترسی داشتید و از چه منابعی نتوانستید استفاده کنید؟

به دلیل حساسیت‌های آن دوره و همان‌طور که اشاره کردید دو سویه بودن ماجراها، ما با دقت و حساسیت فراوان وارد بحث پژوهش شدیم. آقای دکتر فرشاد عسگری‌کیا، همکار من، مسئولیت پژوهش این کار را برعهده داشتند و تقریباً هیچ سندی نبود که از نظر ما دور بماند و بررسی نشود. اصالت تمامی اسناد مورد بحث و تأیید قرار گرفت. همچنین مصاحبه‌هایی با اشخاص کاملا مرتبط و معتبر صورت گرفت. به عنوان نمونه، در فیلم با آقای دکتر ملک قاسمی گفتگو داشتیم که از هم‌دوره‌ای‌های دکتر فاطمی بودند و در آن زمان دوشادوش او زیسته‌اند و از وقایع به‌طور زنده مطلع بودند. بخشی از اطلاعات از طریق چنین اشخاصی به دست آمد. از نظر منابع مکتوب نیز تقریباً تمامی کتاب‌هایی که به آن دوره پرداخته بودند و به‌ویژه آثار مرتبط با زندگی دکتر فاطمی مورد بررسی قرار گرفت. منابع خارجی نیز به همین شکل استفاده شد. به عنوان مثال، تاریخ شفاهی از دانشگاه هاروارد و منابع داخلی موجود، به دقت رصد شد و تمام تلاش ما این بود که هر نکته‌ای که در فیلم مطرح می‌شود، بنیان پژوهشی و مطالعاتی محکمی داشته باشد. پس از ساخت فیلم نیز از مورخانی که در آن دوره تحقیق و تألیف داشتند دعوت کردیم تا اثر را ببینند و نظراتشان را بیان کنند. برخی نکات آنان پس از بررسی در فیلم اعمال شد و برخی دیگر نه. اما به هر حال، اثر از فیلترهای متعددی گذشت و در نقطه‌ای که تقریباً به اتفاق‌نظر تأیید شد، احساس کردیم زمان انتشار آن فرا رسیده است.

این فرآیند تحقیقاتی تا رسیدن به مرحله استفاده و تدوین چه مدت به طول انجامید؟

حدود دو سال. ما در سال ۱۳۹۶ کار را آغاز کردیم و در سال ۱۳۹۸ استارت اصلی زده شد. این روند تا همین اواخر نیز ادامه داشت. یعنی این‌گونه نبود که دو سال پژوهش کنیم و سپس کار را کنار بگذاریم. این چرخه دائمی بود؛ به‌گونه‌ای که همواره در حین کار، کشف برخی اسناد و منابع تازه، ادامه پیدا می‌کرد.

آیا در فرآیند ساخت فیلم با خانواده دکتر فاطمی ارتباطی برقرار کردید و این ارتباط چه تأثیری در روند کار داشت؟

بله، ما در تهران، آمریکا و اتریش اقوام ایشان را رصد کردیم و با برخی از دوستان و اعضای خانواده دکتر فاطمی ارتباط گرفتیم. بخشی از مسائلی که در فیلم مطرح می‌شود، حاصل همین ارتباطات است. به همین دلیل از سال ۱۳۹۶ تا اوایل امسال، به طور مداوم تغییراتی در فیلم اعمال می‌کردیم که متناسب با یافته‌های جدیدمان بود.

آیا در مسیر ساخت این مستند با چالشی مواجه شدید؟

در همان ابتدای کار، بله. اساساً هر اثری که تاریخی بوده و تا حدودی رنگ و بوی سیاسی داشته باشد، با چالش مواجه است. نخستین چالش ما، هم‌زمانی آغاز فیلم‌برداری با شیوع کرونا بود. در واقع، اولین روز فیلم‌برداری متوقف شد و کار را به دلیل محدودیت‌های ناشی از همه‌گیری رها کردیم. در حوزه تهیه منابع، اسناد، عکس و فیلم نیز مشکلات بسیاری داشتیم. برخی سازمان‌ها و ارگان‌ها همکاری لازم را با ما نداشتند. به طور مشخص باید بگویم که آرشیو صدا و سیما با وجود تمامی مجوزها و مکاتبات رسمی میان وزارت فرهنگ و سازمان صدا و سیما، همکاری نکرد و تصاویری که درخواست کرده بودیم را در اختیارمان قرار ندادند. این موضوع برای ما چالش بزرگی بود؛ چرا که از دکتر فاطمی تصاویر و فیلم‌های بسیار اندکی وجود دارد و به همین دلیل برای دسترسی به این آرشیو، تقریباً تمامی منابع داخلی و خارجی را جست‌وجو کردیم. با این حال، صدا و سیما هیچ همکاری‌ای با ما نداشت، در حالی که تمامی مجوزهای رسمی، از جمله پروانه تولید و پروانه ساخت، فراهم بود. چالش بعدی مربوط به ضبط تصاویر هوایی بود. حتی اخیراً خبری منتشر شد که چرا تصاویر هوایی که از میدان بهارستان، در فیلم «فاطمی» استفاده شده به‌ گونه‌ای است که نمای مخالف جهت مجلس دارد. در پاسخ باید گفت: اولاً محل سخنرانی دکتر فاطمی در بهارستان دقیقاً مقابل مجلس بود و ثانیاً فیلم‌برداری در چنین اماکنی به دلیل مسائل امنیتی تقریباً ناممکن است. برای دریافت مجوز فیلم‌برداری در اماکن خاص، از جمله منزل دکتر مصدق، آرامستان ابن ‌بابویه، میدان بهارستان و میدان فاطمی، پروسه بسیار طولانی طی شد. با وجود همکاری برخی دوستان از ثارالله سپاه، در بسیاری از موارد جلوی کار ما گرفته شد و اجازه فیلم‌برداری صادر نشد. حتی در منزل دکتر مصدق، با وجود تجهیزات کامل و مجوزهای لازم، دو جلسه کامل از فیلم‌برداری ناکام ماند؛ به‌طوری که از صبح تا عصر فقط منتظر صدور مجوز بودیم و در نهایت اجازه کار داده نشد. اما نکته دیگر، چالش‌های داخلی بین عوامل درباره طراحی فیلم بود. در ساخت مستند باید مشخص شود که اثر با چه رویکردی تولید می‌شود. بسیاری از همکاران مستندساز، آثار خود را صرفاً برای جشنواره‌ها می‌سازند. اما ما این فیلم را برای مخاطب عام ساختیم. به همین دلیل، طراحی کار به‌گونه‌ای بود که اثر حتی برای یک جوان ۱۸ یا ۱۹ ساله، یا یک نوجوان ۱۵ یا ۱۶ ساله جذابیت داشته باشد و بتواند با آن ارتباط برقرار کند. از همین رو، آیتم‌هایی همچون سیاه‌بازی، موسیقی‌های خاص استاد سالار عقیلی، دیوار نوشته‌ها و… در فیلم گنجانده شد، البته نواقصی هم وجود دارد، اما ما از تئوری فراکتال الهام گرفتیم و از بسته‌های نمایشی، موسیقی و تئاتر بهره گرفتیم تا مخاطب عام، به‌ویژه جوانان که هدف اصلی ما بودند، بتوانند این فیلم را ببینند، لذت ببرند و با آن ارتباط برقرار کنند.

آیا همکاری شما با آقای عسگری‌کیا سابقه‌دار است، یا این نخستین تجربه مشترک شما محسوب می‌شود؟

آقای فرشاد عسگری‌کیا بیش از پانزده سال است که دوست و همکار من هستند. اما این مستند، نخستین تجربه جدی ما در حوزه مستند بلند محسوب می‌شود.

در بخشی از فیلم، از سیاه‌بازی و کاراکتر «سیاه» استفاده شده است. همچنین اشعاری در کار وجود دارد که سروده‌های سال ۱۳۲۰ از آقای پرویز خطیبی است. دسترسی شما به این اشعار چگونه بود و چه نگاهی در انتخاب آنها داشتید؟

در طراحی فیلم، برای ما بسیار مهم بود که نشان دهیم مردم آن دوره برای بیان انتقاد و رساندن حرف خود به جامعه چه امکاناتی در اختیار داشتند. چرا که نه تلویزیونی وجود داشت، نه روزنامه‌ها به شکل امروزی فعالیت می‌کردند و نه فضای مجازی در کار بود. تنها دو امکان عمده برای مردم باقی می‌ماند: نخست، دیوارنویسی بر ساختمان‌ها که ما در فیلم بازسازی و استفاده کردیم؛ و دوم، پیش‌پرده‌خوانی‌هایی که پیش از آغاز نمایش‌ها و فیلم‌ها اجرا می‌شد. در همان دوره، زنده‌یاد مرتضی احمدی و عزت‌الله انتظامی این اشعار را در قالب پیش‌پرده‌خوانی اجرا می‌کردند. حتی در تحقیقات به این نکته رسیدیم که گاه این اجراها به دلیل انتقادات تند، با ضرب و شتم نیروهای حکومتی مواجه و برنامه‌ها مختل می‌شد. اشعاری که در فیلم استفاده شده دقیقاً همان اشعاری است که در آن دوره توسط این بزرگان اجرا می‌شد تا صدای نقد مردم به گوش عموم برسد. بیشتر این سروده‌ها متعلق به آقای پرویز خطیبی بود که برای ما بسیار جالب و مرتبط با فیلم‌نامه جلوه کرد. تنها یک بند از اشعار توسط همکار عزیزم، آقای احسان افشاری سروده شد که در بخش پایانی و در قالب سیاه‌بازی به کار رفت.

یکی از نکات جالب این است که وقتی مستندساز به سراغ کاراکترهایی می‌رود که در تاریخ جایگاهی خاص دارند تا چه حد باید با اندیشه‌ای باز و بدون سو گیری، با کشفیاتش در مسیر تولید اثر روبرو شود تا دچار خطا نشده و فکر شخصی خود را به اثر تحمیل نکند؟

تقریبا در کارهای تاریخی، قالب کار مشخص است و اساساً یک فیلم مستندِ تاریخیِ شریف،  باید وفادار به مستندات مسجل و تأیید شده باشد. از همین رو من کاملاً مخالف آن هستم که یک مستندساز جریان فکری خاص یا دیدگاه شخصی خود را در اثر تزریق کند. در این اثر نیز تلاش ما این بود که بدون حساسیت و بدون جانبداری کار را پیش ببریم و با موافقان و مخالفان صحبت کردیم و کتبشان را مورد مطالعه قرار دادیم و می‌توان گفت فیلم موجود، تقریبا برآیندی از تمام نظرات است. ما هیچ‌گاه نخواستیم نظر خودمان را به دلیل سمپاتی نسبت به دکتر فاطمی، در قالب روایت به مخاطب تحمیل کنیم و به باور من، در فیلم مستند، همان‌گونه که از نامش پیداست، نباید چنین اتفاقی رخ دهد. وظیفه ما این است که صادقانه و امانت‌دارانه عمل کنیم و دقیقاً همان روایتی را که رخ داده، منتقل کنیم.

تاکنون بازخوردها چگونه بوده است؟ آیا توانستید مخاطبی را که انتظار داشتید جذب کنید؟

خوشبختانه بازخوردها امیدوارکننده بوده است. ما برای اطمینان، آزمایش‌هایی انجام دادیم. به عنوان نمونه، گروهی از جوانان ۱۸ تا ۲۰ ساله را که نه ارتباطی با تاریخ داشتند و نه از رشته‌های مرتبط بودند، چه دانشجو و چه غیردانشجو، به سالن دعوت کردیم. فیلم را برای آنان نمایش دادیم و در کنار باز گذاشتن درب سالن، اعلام کردیم که هر زمان خواستند، می‌توانند سالن را ترک کنند. اما خوشبختانه با وجود ۸۰ دقیقه زمان نمایش، هیچ‌کس سالن را ترک نکرد. این موضوع برای ما نشانه‌ای است که طراحی درست بوده و توانسته‌ایم حتی جوانان این رده سنی را جذب کنیم. امیدواریم مردم فیلم را ببینند، چرا که آموزه‌های بسیاری در خود دارد و ریشه‌های بسیاری از مسائل امروز ما به آن دوره بازمی‌گردد. مطمئن هستیم که برای جوانان می‌تواند تأثیرگذار باشد و حتی بر شیوه‌های زندگی آنان اثر بگذارد.

همکاری گروه «هنر و تجربه» با شما چگونه بود؟

گروه هنر و تجربه بسیار خوب عمل کرد و ما واقعاً از مدیران این گروه سینمایی، سپاسگزاریم که با لطف و همراهی خود ما را تا این مرحله پشتیبانی کردند. اما به دلیل عدم حمایت درست از فیلم‌های مستند، ما نقد جدی به وزارت ارشاد داریم. وقتی یک گروه خصوصی با سرمایه شخصی چنین فیلمی را می‌سازد، حداقل انتظار این است که وزارت ارشاد حمایت‌ کند. اگر چنین حمایتی وجود نداشته باشد، طبیعی است که گروه‌های مستقل و خصوصی دیگر انگیزه‌ای برای ساخت فیلم‌های بعدی نخواهند داشت. ما این فیلم را با مشکلات فراوان و بدون حمایت دولتی به پایان رساندیم. متأسفانه فیلم مستند در ایران تا حدودی مهجور است و حمایت‌های لازم از آن صورت نمی‌گیرد. برای من جای سؤال است که چگونه برخی فیلم‌ها که صرفاً جنبه تفریحی سطحی دارند و حتی برخی خانواده‌ها از تماشای آنها احساس معذوریت می‌کنند و آنرا یک هجو می‌دانند، پروانه نمایش دریافت می‌کنند، اما در مقابل، فیلمی با بار تاریخی و فرهنگی جدی، آن‌گونه که باید حمایت نمی‌شود. در حالی که بسیاری از این فیلم‌های سطحی آسیب‌های جدی به بنیاد خانواده می‌زنند و بدآموزی‌هایی برای نوجوانان و جوانان دارند. به باور من، در کنار همه فیلم‌های سرگرم‌کننده که ساخته می‌شوند، هیچ اشکالی نخواهد داشت که فیلم‌های ملی و تاریخی نیز حمایت ویژه شوند؛ چرا که این آثار می‌توانند نسل جوان را به ریشه‌ها و وطن‌شان نزدیک‌تر کنند و انگیزه‌ای برای ساخت آثار مشابه درباره دیگر قهرمانان ملی به وجود آورند.

ترانه‌های این مستند به طور اختصاصی برای این اثر کار شد؟

بله، همانطور که پیشتر گفتم، برای اینکه اثر بتواند در بین جوانان و نوجوانان جای خود را باز کند و دیده شود در طراحی‌های فیلم به چند نکته بسیار اهمیت دادیم یکی از این نکات موسیقی کار بود که دوتا ترانه اختصاصی برایش سروده شد، البته هنوز پخش نشده و همزمان با فیلم برای اولین بار از آنها رونمایی خواهد شد. یکی از این دو، ترانه «باغ سیلی خورده» با آهنگسازی آقای آرمان موسی‌پور در رابطه با شهدای راه وطن در قیام ۳۰ تیر است که با زحمات آقای آرمان موسی‌پور یک ترانه ویژه و خاص شده و شاعر کار نیز دوست عزیزم احسان افشاری هستند که امیدوارم مخاطبان گوش داده و دوست داشته باشند. ترانه دوم کار، ترانه «بلا چاو» یعنی مهمترین ترانه ملی گرایی جهان است که با شعری از احسان افشاری، آهنگسازی محمد مهدی باطنی و با صدای آقای سالار عقیلی، دو زبانه به صورت فارسی و ایتالیایی ضبط شد و در کار شنیده می‌شود.

آیا جدا از خود فیلم، این ترانه‌ها پخش خواهند شد تا علاقه‌مندان استفاده کنند؟

هنوز نه، اما بعد از اکران ان‌شالله این امر میسر خواهد بود. یعنی زمانی که به پایان اکران اثر برسیم، این ترانه‌ها را از طریق کلیپ هایی که برایشان تهیه شده منتشر می‌کنیم.

استاد نصرالله مدقالچی گوینده متن این مستند و راوی آن هستند. با توجه به اینکه ایشان بسیار گزیده کار هستند همکاری با ایشان به چه صورت بود؟

بله استاد مدقالچی در انتخاب اثر بسیار سخت‌گیر هستند اما خدا را شکر طی جلسه‌ای که با ایشان داشتم و بعد از اینکه فیلمنامه را خواندند و بخش‌های که تصویربرداری کرده بودیم را دیدند، لطف کرده و پذیرفتند که این کار را بخوانند. انتخاب آقای مدقالچی نیز چند دلیل داشت، اول اینکه ایشان صدای بی نظیری دارند و فکر می‌کنم همه‌ی ما صدای ایشان را خیلی دوست داریم و دوم اینکه من، به شخصه همیشه از صدای ایشان یک حس اطمینان دریافت می‌کنم یعنی آن چیزی که می‌گویند، ناخودآگاه آدمی را به این سمت می‌برد که، حقیقت را می‌شنود. به این دلیل از استاد خواهش کردیم و خدا را شکر انجام شد.

صدای دکتر فاطمی در این فیلم توسط اشکان خطیبی اجرا شده، همکاری با ایشان چگونه بود؟

ببینید نقش آقای فاطمی و صدایی که قرار بود از جناب ایشان روی فیلم گذاشته شود خیلی برای ما مهم بود به دلیل اینکه در حالت‌ها و در موقعیت‌های مختلفی آقای فاطمی این صحبت‌ها را داشتند مثلا در بهارستان یک سخنرانی بسیار تهاجمی داشتند و در مقابلش در بیمارستان زمانی که توسط گلوله مورد اصابت قرار گرفته بودند خیلی آرام و به قول معروف با حالت بیمارگونه صحبت کرده‌اند. خب این امر مستلزم این بود که یک بازیگر حرفه‌ای این بیان را اجرا کند. در این راستا با آقای اشکان خطیبی عزیز صحبت‌هایی داشتیم و ایشان نیز واقعاً لطف بسیار زیادی به ما داشتند و همکاری و اجرا کردند که به نظرم اجرای ایشان یکی از نکات بارز فیلم شد و بسیاری از مخاطبان از این اجرای عالی ایشان تشکر کردند چرا که ماحصل این همکاری خیلی عالی بود.

منبع: روزنامه صبا