مستند «برای دخترم» روایتگر زندگی هشت ساله یک دختر روستایی به نام شکریه است؛ دختری روستایی از مناطق کُردنشین آذربایجان غربی که دوران نوجوانی تا بیستسالگیاش با تکیه بر مسئله حق تحصیل روایت میشود.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، احمد محمد اسماعیلی/صبا، مهدی عوضزاده، کارگردان فیلم مستند «برای دخترم» است که د رجشنواره فجر ۴۴ حضور دارد. این مستند روایتگر زندگی هشت ساله یک دختر روستایی به نام شکریه است؛ دختری روستایی از مناطق کُردنشین آذربایجان غربی که دوران نوجوانی تا بیستسالگیاش با تکیه بر مسئله حق تحصیل روایت میشود. در این فیلم، بحث حقوق زنان، حق تحصیل دختران و موانعی که در برخی مناطق برای ادامه آموزش وجود دارد، روایت میشود. «برای دخترم» در چهار بخش، «نشان فیروزه» بهترین فیلم جشنواره سینماحقیقت، بهترین تدوین فیلم، بهترین موسیقی متن و بهترین کارگردانی فیلم مستند را کسب کرد و در نهایت، نشان فیروزه بهترین فیلم مستند بلند را از آن خود نمود. با عوضزاده درباره ساخت مستندش گفتوگویی انجام دادهایم.
آیا مستند «برای دخترم» به لحاظ ژانری در ژانر مستند پرتره قابل طبقهبندی است؟
«برای دخترم» مستند پرتره نیست و ساختار اجتماعی دارد و پسزمینهاش در ژانر کودک و نوجوان قابل ارزیابی است و محوریتش بحث حق آموزش برای کودکان و در کنارش حق و حقوق زنان است. بنابراین، این بحث جاماندگی کودکان از تحصیل برایم خیلی مهم بود. همیشه پرداختن به این موضوعات اجتماعی جزو دغدغههای کاری من بوده است.
ایده شکلگیری «برای دخترم» چگونه آغاز شد؟
ایده ابتدایی ساخت این فیلم به سالهای ۹۵ و ۹۶ برمیگردد که مجموعهای مستند با موضوع آسیبشناسی نظام آموزشی کشور برای تلویزیون تولید کردم. در جریان آن، به استانهای مختلف کشور سفر کردم و با انواع مدارس، از جمله مدارس روستایی، عشایری و تککلاسه آشنا شدم. چند سفر پژوهشی انجام دادم و در نهایت، روایت فیلم بر یک سوژه متمرکز شد: دختری دانشآموز از یک روستای مرزی کُردنشین که در آستانه ترک تحصیل قرار داشت. پدرش اجازه ادامه تحصیل را نمیداد، در حالی که او دانشآموزی مستعد بود، به مدرسه علاقه داشت و رؤیای معلم شدن را در سر میپروراند. این دختر را از حدود دوازدهسالگی تا نزدیک بیستسالگی دنبال کردم. فیلم، در واقع روایت هشت سال از زندگی او است؛ از کودکی تا نوجوانی و ورود به جوانی، با تمام فراز و نشیبهایی که مسیر تحصیل برایش داشت. البته در مرحله پژوهش، مهمترین معیار انتخاب سوژه، «پذیرش دوربین» بود. خانوادههایی بودند که به لحاظ دراماتیک جذابتر به نظر میرسیدند، اما این خانواده بهخصوص پدر، پذیرای ما، صمیمی و اهل اعتماد بودند. این اعتماد طی این ۸ سال حفظ شد و ما مراقب بودیم حتی ذرهای خدشهدار نشود.
شخصیت پدر و عقایدش درباره تحصیل دختر، بحث مهمی است…
پدری که در مدرسه نسبت به معلم مرد حساس است، ممکن است در مراسم عروسی همان روستا کاملاً راحت باشد. این تناقض نیست؛ تفاوت بافت است. ما قضاوت نکردیم، فقط مشاهده کردیم. نقش معلم و مدیر مدرسه، در این مسیر بسیار تعیینکننده بود. او مرجع اعتماد روستا بود و حضورش کار را برای ما تسهیل کرد. بههمین دلیل، حتی وقتی پدر خانه نبود، فیلمبرداری بدون تنش انجام میشد.

آیا ساختار روایی فیلم را بر اساس مشاهدهگری طراحی کردید؟
در فیلم بازسازی اتفاقات رخ داده برای دختر وجود ندارد. دوربین به عنوان ثبتکننده وقایع بود و صحنهها کاملاً واقعی هستند. هیچ بازیگری نمیتواند آن موقعیتها را بازی کند. البته امکان ثبت همه رخدادها وجود نداشت، اما اصل واقعه همان بود که رخ داد. برای راحتی بچهها در کلاس، از تجربه عباس کیارستمی الهام گرفتیم؛ اینکه دوربین ابتدا فقط حضور داشته باشد تا به بخشی از فضا تبدیل شود. بعد از مدتی دوربین دیگر دیده نمیشد.
پروسه ساخت فیلم ۸ سال است؛ آیا این مدت طولانی برایتان چالشزا نبود؟
این پروسه طولانی کار، هم پرهزینه بود و هم سخت و دشوار. حدود ۸۰ روز فیلمبرداری در سالهای مختلف داشتیم و نسخه نهایی حاصل بیش از بیستوهفت تدوین است. اما برخی از فیلمهای مستند را باید اینگونه ساخت؛ ما نمیدانستیم چه اتفاقی میافتد. بیماری و فوت پدر، مسیر زندگی شکریه را تغییر داد و فیلم هم ناخواسته دگرگون شد. در این سالها فیلم دیگری نساختم و تمام تمرکز من روی همین مستند بود.
آیا در این ۸ سال پیش آمد که دختر نوجوان فیلم از پروسه طولانی کار شکایت کند؟
در این ۸ سال پیوسته کار نمیکردیم و مدیر مدرسه مواقعی که مناسب میدید برای ثبت مسائل حضور داشتیم و او با ما تعامل داشت و شخصیت معلم از شخصیتهای اصلی فیلم است و معمولاً سالی ۳ تا ۴ بار فیلمبرداری در فصلهای مختلف سال داشتیم.
معمولاً چه اتفاقات مهمی بود که برای ثبتش به روستای محل زندگی دختر میرفتید؟
بعد از آشنایی با سوژه که در آستانه ترک تحصیل بود و پدرش مطرح کرده بود که از سال بعد دختر حق ادامه تحصیل ندارد، مدام این بحران را در خانواده دختر پیگیری کردیم و فراز و نشیب «نه» گفتن پدر به حق تحصیل دخترش را دنبال کردیم.
آیا با پدر با توجه به عقایدش در این مدت دچار چالشی نشدید؟
نه، همانطور که اشاره کردم فرم مستند بر پایه مشاهدهگری بود و دوربین در حکم شخص سوم عمل میکرد. کلاً مردم آن منطقه و این پدر، مهماندوست و مهربان بودند و اعتماد پدر نسبت به ما جلب شد و بعد از مدتی تبدیل شدیم به یکی از اعضای خانواده.
آیا بیشتر زمان فیلمبرداری در خانه دختر و خانوادهاش انجام میشد؟
بیشتر فیلمبرداری در محیط روستا و مدرسه بود.
آیا در این مستند فقط طرح موضوع مهم بود؟
برایم طرح موضوع و ارائه راهکار حلش مهم بود. البته این مسائل را در قبال اتفاقاتی که برای سوژه در طول ۸ سال رخ میدهد، جانمایی کردیم.
حضور در جشنواره فیلم فجر با توجه به اینکه محوریت اصلی آن برخلاف جشنواره حقیقت بر فیلمهای بلند داستانی است، برایتان چه ویژگیهایی دارد؟
در جشنواره فجر، محوریت فیلمهای بلند ساختهشده در همان سال و نمایش آنها است و حتی در برخی از سالها بخش مستند از جشنواره حذف شده بود. در جشنواره فجر، اگر قرار است که بخش مستند حضور داشته باشد، باید حضوری درست و شایسته داشته باشد و داوریهای این بخش تخصصیتر بشود.
منبع: خبرگزاری صبا