۲۰ مستندی که این روزها با موضوع جنگ اسرائیل و ایران و مقاومت دوازده روزه به صورت آنلاین عرضه شده، برای مخاطب داخلی و خارجی تصاویری متنوع و روایتهایی چند وجهی از روحیه و فرهنگ ایرانی و مقاومت مردم دارد.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، سینما اعتماد در یادداشتی به معرفی مستندهایی پرداخته که این روزها در «هاشور» منتشر شده است.
به جای مقدمه
ساخت مستند با موضوع جنگ دوازده روزه پس از پایان این جنگ، در نخستین روزهای تابستان 1404 طبیعی بود، در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» به عنوان مهمترین تریبون سینمای مستند، تعدادی از این آثار در بخشی ویژه با نام «ایران» روی پرده رفتند. در آخرین روزهای امسال و در حالی که ایرانیان، در برابر دومین تهاجم اسرائیل علیه کشورشان مقاومت می کنند 20 مستند تولید مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در سامانه هاشور منتشر شدند، فرصتی تا دوستداران سینمای مستند و ایرانیان ببینند، در آن دوازده روز چه گذشت؟
از میان آثار منتشر شده، نخستین عامل جذابیت برای مخاطب نام های این فهرست است.از فرهاد ورهرام سینماگر قدیمی تا مهدی باقری، مهدی اسدی، یا بابک بهداد و حسن نقاشی و علی همراز، مستندسازانی که در مفهوم عام جزو فهرست شناخته شده مستندسازان جنگ و مقاومت نیستند در این لیست فیلم دارند. نکته جذاب بعدی حضور پررنگ زنان در عرصه ای است که ظاهرا مردانه به نظر می رسد، اما جنگ در شهر و تجاوز اسرائیل به ایران، بخش مهمی از فیلمسازان زن از کتایون جهانگیری تا مژگان صیادی، حدیث جان بزرگی و الهام آقالری را بر آن داشت تا روایت خود را از آن روزها داشته باشند. مجموعه «ایران من» که در آن، این 20 مستند منتشر شده، یکی از متنوع ترین مجموعه ها با موضوع جنگ است و می توان گفت با وجود یکدست نبودن کیفیت آثار، این فیلم ها ماندگار خواهند شد.
نکته مهم دیگر که نباید از یاد برد، این که مستندهای درباره جنگ و با موضوع جنگ که در مرکز گسترش تولید شدند، دقیقا محصول دولت مسعود پزشکیان و وزارت ارشاد سیدعباس صالحی هستند، نمیتوان انتظار داشت «راش» فیلم تحسین شده و جسورانه نیما مهدیان درباره وضعیت مردم، شهر و موشک باران در جنگ دوازده روزه در زمان ریاست محمد خزاعی بر سازمان سینمایی ساخته شود، آنان که مستندهای کوتاه، نیمه بلند و بلند مجموعه «ایران» را در پردیس ملت (خانه جشنواره نوزدهم سینماحقیقت) دیدند، از جسارت و صراحت این آثار تعجب کردند. این ویژگی است که مجموعه «ایران من» را به یکی از مهمترین دستاوردهای سازمان سینمایی در زمان ریاست رائد فریدزاده تبدیل کرده است.
برای ایران
از میان مستندهای عرضه شده در مجموعه «ایران من» احتمالا فیلم «در قلمروی آرش» ساخته فرهاد ورهرام برای تماشاگران در نگاه اول جذابتر باشد. فرهاد ورهرام در این مستند کوتاه به موضوع ایران، مجسمه آرش و شعر آرش کمانگیر پرداخته و با ارتباط دادن عناصر فرهنگی و گذشته و حال، به ستایش از فرهنگ ملی پرداخته است. مهدی باقری در مستند کوتاه «پشت چراغ قرمز» به نوعی مسیر ورهرام را رفته، او با تمرکز روی حادثه میدان تجریش و شهادت مردم عادی، با نگاهی تاریخی، به مردم ایران و قربانیان جنگ ها، ادای احترام کرده است.
بابک بهداد در «سرخ پوش» ساختاری تازه برای روایت یک موضوع تکراری (جنگ) انتخاب کرده و البته به مردم پرداخته، مردمی که در جنگ برای نجات همنوعانشان تلاش می کنند و شاید کمتر دیده شوند، «کوه راستین» ساخته حدیث جان بزرگی درباره کودکان و تاثیری است که جنگ روی آنها دارد، توجه فیلمساز به جزئیاتی که رفتار و حرفهای کودکان در جنگ دارد، فیلم را به اثری انسانی تبدیل کرده که برای مخاطبان داخلی و خارجی جذاب است.
یکی از خاص ترین فیلم های این مجموعه مستند کوتاه «نجوای چیزها» ساخته علی همراز است، فیلمی که با جستجو در بقایای هر انفجار زندگی مردم را یادآوری می کند که در کوران جنگ، فقدان و ویرانی از دست می رود.
تکان دهنده و فراموش نشدنی
دو مستند این مجموعه را نمی توان فراموش کرد. مستند کوتاه «برای کیان» ساخته سارا طالبیان درباره کیان پسر خردسالی است که خانواده اش را در موشک باران از دست داده و خود، مجروح شده است. یک تصویر واقعی برای آنان که می گویند «اسرائیل با مردم عادی کاری ندارد» مستند «برای کیان» علیه همه شعارهای بشردوستانه متجاوزان است و تماشایش قلب هر انسانی را به درد می آورد. طالبیان در این فیلم، با درک درست و زنانه از جنگ، درد را روایت کرده است.
«راش» ساخته نیما مهدیان هم، فیلمی جسورانه، بدون ممیزی و محصول حضور در صحنه فیلمسازی است که روزهای جنگ را در کنار مردم بود. «راش» می توانست یک فیلم تبلیغاتی درباره مقاومت و ادامه زندگی باشد، اما با هوشمندی فیلمساز به اثری چندوجهی درباره ماهیت جنگ، تاثیر آن برزندگی و روحیه مردم تبدیل شده. «راش» شعار نمی دهد، واقعی است و بدون سانسور ویژگی های مثبت و منفی جامعه درگیر جنگ را نشان می دهد.
تصویرهای متفاوت از موضوعی یکسان
فیلم مژگان صیادی، «نفس سرد» یکی دیگر از فیلم های مهم و دیدنی این مجموعه است، یک فیلمساز زن در ویرانه های انفجار ساختمان اداری اوین، با مددکارانی صحبت کرده که اجساد را از زیر آوار بیرون می آورند، «نفس سرد» هم شجاعت فیلمساز را نشان می دهد، هم مواجهه درست با موضوع و از منظری تازه دیدن یک رخداد تکراری و به نظر آشنا.
معصومه کیانی هم در «سکانس آخر» با محور قرار دادن یک کلاس درس موسیقی، روایتی از چیرگی هنر و زندگی بر جنگ دارد، این نکته که در موشک باران تهران، کلاس موسیقی و شاگردانش همچنان پابرجا هستند، قابل توجه است.
مستند به مثابه سند ماندگار
کیفیت مستندهای مجموعه «ایران من» یکسان نیست، انتظار از یک مجموعه اثر این نیست، مهمترین ویژگی این مجموعه ثبت یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران برای آیندگان است. مستندهای این مجموعه بی آنکه فریاد بزنند، ماهیت جنگ در شهر را آشکار می کنند و به مخاطب نشان می دهند که چگونه تجاوز آشکار اسرائیل، زندگی مردم عادی را دستخوش بحران کرد. این روزها و در شرایطی که مردم ایران مقابل حمله مشترک آمریکا و اسرائیل مقاومت می کنند، دیدن این مستندها، احساس غرور را در تماشاگر زنده میکند، اشک ریختن با غم قربانیان جنگ و اندیشیدن درباره ایران، همدلی و وحدت که نیاز امروز ماست، تماشای این آثار را به تجربهای خاض تبدیل میکند.
دوستداران سینمای مستند مجموعه «ایران من» را می توانند در سامانه هاشور ببینند.
منبع: سینمااعتماد