آریان عطارپور، کارگردان و تهیهکننده سینمای مستند، با اشاره به این که مستندسازان باید لحظات بحرانی را به شکلی بیواسطه و عریان ثبت کنند، گفت: مستندساز وظیفه دارد تصویری جامع و مانع از رویداد بسازد و از جمعآوری گزینشی واقعیت بپرهیزد.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، آریان عطارپور، کارگردان مستند، درباره لزوم پخش آنلاین فیلمهای مجموعه «ایران» در شرایط بحرانی کنونی و در روزهای جنگ گفت: از آنجا که این فیلمها در جریان جنگ ۱۲ روزه تولید شدند، همچنان با احوالات مردم در جنگ امروز همخوانی دارند. من شخصاً کنار هم قرار گرفتن این ۲۰ فیلم را دوست دارم. هرچند تنوع دیدگاه در آنها میتوانست خیلی بیش از این باشد، اما همگی در شرایطی سخت ساخته شدهاند و در مجموع ارزشمندند. به کسانی که میخواهند جنگ را از زوایای متفاوتتری ببینند یا به روایتهایی فراتر از اخبار روزمره و مصرفی دست یابند، توصیه میکنم این مجموعه را تماشا کنند.
عطارپور در ادامه درباره مستند خود با عنوان «تا قبل از نتانیاهو من آشغالترین آدم دنیا بودم!» گفت: فیلم من روایتگر داستانی عاشقانه است که در بستر جنگ ۱۲ روزه اتفاق میافتد. داستان دربارهی مردی است که به بهانهی جنگ با معشوقهی سابق خود وارد گفتگو میشود. در ساحت تصویر، زندگی روزمرهی همسایگان مرد راوی را میبینیم. او در شهرکی زندگی میکند که مستقیماً تحت تأثیر بمبارانها قرار گرفته است.
کارگردان مستند «سالسوس» افزود: اگرچه فیلم، روایتی شخصی از تجربهای واقعی است، اما سعی کردم جنبههای عمومیتری از احساسات و تجربههای انسانی در دوران جنگ را به آن اضافه کنم. میخواستم مخاطب با دیدن فیلم، احساس کند با داستانی منحصربهفرد روبهروست اما همزمان با آن ارتباط عاطفی برقرار کند و عناصر آشنایی در آن بیابد.
عطارپور درباره مقایسه فیلمسازی در جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر گفت: برای من فیلمسازی در این جنگ سختتر شده است. از یک سو جنگ طولانیتر و فرسایشیتر شده و از سوی دیگر مردم احساس امنیت خود را از دست دادهاند. وقتی این احساس از بین میرود، تمرکز و نگاه انتقادی هم دشوارتر میشود. ذهن انسان در حالت بقا قرار میگیرد و بیشتر به امور پیشپاافتاده و روزمره فکر میکند. به همین دلیل است که فیلمهای خوب جنگی معمولاً در دل خود جنگ ساخته نمیشوند.
تهیهکنندهی «میر و مار» افزود: معمولاً نگاه انسانها به جنگ در دوران جنگ، سرشار از هیجان و عواطف زودگذر است. زمان که میگذرد، دیدگاههای تحلیلی و خلاقانهتر شکل میگیرند. با این حال، برای مستندسازانی که نگاه ژورنالیستیتری دارند و به قلب حوادث میزنند، امروز بهترین زمان برای فعالیت است. اکنون فرصت برای کنشگرانی که میخواهند شاهد یک لحظهی نادر و تاریخی باشند فراهم است.
تهیهکننده و پژوهشگر مستند «مشتزنی در رینگ ترجمه» اضافه کرد: هرچند محدودیتهای امنیتی همچنان کار آنها را دشوار میکند. آنها باید بحران را بدون روتوش ثبت کنند؛ مستقل از ایدئولوژی و خوانشهای رسمی. نهادهای بالادستی نیز باید با اعتماد به صنف مستندسازان، بهصورت غیرمستقیم از آنها حمایت کنند تا بتوانند واقعیت را بدون سانسور ثبت کنند.
عطارپور در پایان، درباره حس و حال شخصیاش در دوران جنگ گفت: این روزها نگرانی زیادی نسبت به آینده دارم. انگار دارم در یک جادهی مهآلود رانندگی میکنم؛ ناتوانی در پیشبینی آینده، برای من و شاید برخی از دیگران، عامل افسردگی جمعی ما باشد. با این حال، تلاش میکنم با ایجاد یک روتین روزمره، رسیدگی به سلامت عمومی خود و یافتن دلمشغولیهای تازه، ناامیدیام را کنترل کنم و زندگیام را به تعادل برسانم.