«روباه و ماه صورتی» امتیازهایی برای جذب مخاطب گسترده دارد، این عناصر و نشانههاست که فیلم را برای تماشاگر غیرایرانی و غیرافغان دیدنی میکند. تماشای زندگی پر رنج یک دختر جوان، خشونت آشکار و پنهانی که بر روزگار او سایه دارد و فقدان مادر، موضوعاتی است که احساس بیننده را درگیر میکند.
به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، محدثه واعظیپور: مستندسازی از طریق تصاویر دوربینهای خانگی یا گوشیهای همراه، پدیده نوظهوری نیست. مرتضی پایهشناس یک دهه قبل در فیلم تحسین شده «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» از فیلمهای خانگی برای روایت قصه پرفراز و نشیب زندگی یک عضو سازمان مجاهدین خلق استفاده کرد، این نوع به عنوان تمهیدی برای نزدیک شدن به شخصیت، نمایش عریان احساس و زندگی او بدون کمترین دخالت از سوی فیلمساز و رفتن به سمت مفهوم واقعی سینمای مستند، در فیلمی که مضمونی سیاسی دارد، بسیار مورد توجه قرار گرفت. مهوش شیخالاسلامی در دهه 80 و در مستند «تنگراه» از تصویر دوربین همراه دو شخصیت اصلی فیلمش که گرفتار بیماری سرطان هستند، استفاده کرد که بخشی از احوال آنها در جریان درمان را ثبت کند.
مهرداد اسکویی در «روباه و ماه صورتی» از تصاویر دوربین همراه ثریا دختر جوان افغانستانی ساکن تهران، استفاده کرده و زندگی او را تا رسیدن به بخشی از رویایش ثبت کرده است. امتیاز فیلمهای خوب کارنامه اسکویی در این است که به سرعت تماشاگر را با خود همراه میکنند، هم در «رویاهای دم صبح» و هم در «روزهای بیتقویم» این اتفاق رخ میدهد. موضوع، اولین نقطهای است که تماشاگر را به فیلم گره میزند و پس از آن، نحوه روایت فیلمساز است که به برگ برنده فیلم تبدیل میشود. ثریا با وجود سن کم، دختری مستعد و هنرمند است، این ویژگی وضعیت بغرنج او را تلختر میکند. دختری که در ایران و با ایران مشکلی ندارد، (اگر چه فیلم و فیلمساز به این موضوع نمیپردازد) رنجهای ثریا محصول مردسالاری، فرهنگ و سرنوشت افغانستان است، ازدواج زودهنگام و خشونت خانگی در بسیاری از خانوادههای افغان مرسوم و طبیعی است. مهاجرت ناخواسته و بحران هویت هم، موضوع تازهای نیست.
اسکویی، خلاقیت و هوش ثریا را کشف و آن را ثبت کرده است، قدرت رویاپردازی او، نقاشیها و فضای انیمیشن فیلم، ساختمان بصری «روباه و ماه صورتی» را جذاب و رنگارنگ کرده است، در سیاهی اطراف ثریا، این دنیای شخصی رنگارنگ، امیدِ رسیدن به رویاها را زنده نگه میدارد.
در سینمای مستند، وقتی فیلمساز تلاش میکند نقش خود را کمرنگ کند یا به یک ناظر تقلیل دهد، تلاش برای ثبت واقعیت محض، جدیتر میشود. جنس کارگردانی اسکویی در «روباه و ماه صورتی» اینگونه است، اگرچه نمیتوان حضور او را به عنوان فیلمساز نادیده گرفت، اما اجرای دقیق و هوشمندانه ثریا و قابهای او، ما را به زندگی مهاجران گره میزند. تصویرهایی از زندگی در اتاقهای فرسوده و اقامتگاههای موقت، کوهپیمایی، پیادهروی طولانی، سفر زمینی در خودرویی شلوغ، هراس روی قایق، صدای گریه کودکان و ... اتمسفری را میسازد که شاید در سینمای داستانی دیدهایم، اما در سینمای مستند، کمتر دیده شده است.
«روباه و ماه صورتی» امتیازهایی برای جذب مخاطب گسترده دارد، این عناصر و نشانههاست که فیلم را برای تماشاگر غیرایرانی و غیرافغان دیدنی میکند. تماشای زندگی پر رنج یک دختر جوان، خشونت آشکار و پنهانی که بر روزگار او سایه دارد و فقدان مادر، موضوعاتی است که احساس بیننده را درگیر میکند. «زنان» به ویژه «زنان در خاورمیانه» یا «زنان و طالبان» هم همیشه جذابند و پر از ناگفتهها برای مخاطب غربی که این حجم از مردسالاری و نادیده گرفتن حقوق انسانی و مدنی زنان برایش عجیب است. اما لزوما پرداختن به همه این عبارات و گزارهها، نمیتواند باعث ساخته شدن یک فیلم دیدنی شود.
«روباه و ماه صورتی» با ثبت شرایط زندگی ثریا، شرح روزگاری است که زنان مستعد در اغلب کشورهای خاورمیانه یا تحت سلطه مردان تجربه میکنند، اسکویی این مضمون انسانی و ترند روز را با ساختاری هوشمندانه ترکیب کرده و فیلمی به یادماندنی با یک شخصیت اصلی دوست داشتنی ساخته است.
منبع: خبرآنلاین